كشف ؛ شهود احديت و وجه خاص را مىبخشد ، و چون اين شهود ملكهاى راسخ گشت - و مقصود هم همين است - امكان بر طرف كردن حيرت از احكام تعدد - مانند تكليف به تعبّد و بندگى - همچنان كه در نظم حضرت شيخ قدس سره آمده « 1 » نمىباشد ، و چون اين حيرتى را كه گفته شد نيابد ، اين اصول را از راه ذوق ( مكاشفه ) ندانسته ، بلكه از آن سوى حجاب مظهرى دانسته ، و از علامات آن ثبوت اين امر است كه براى هيچ چيزى در واقع و نفس الامر صورتى معقول و يا محسوس و محقق و ثابت نيست ، بلكه نسبت به مرتبه و يا حال و يا مدركى ( ادراك شوندهاى ) به حسب قوه و يا صفت و يا آلت مىباشد ، ترا اين دلالت كافى است كه صور معقول به سبب تفاوت عقول از جهت قوه و تندى و دقت و استقامت و پايدارى تفاوت پيدا مىكنند .
958 / 4 برخى از آنها هستند كه اوهام و پندارها توان معارضه و ستيز با آن را ندارند و با برخى از آنها را دارند ، و اين تفاوت است كه منشأ اختلاف در معقولات مىباشد ، و اما محسوسات ؛ براى اينكه جواهر را حسّ ؛ جز به واسطهء احساس اعراض و حكم عقلى به اين كه براى آنها ( اعراض ) محلاند درك نمىكند ؛ بنابراين گاهى مىشود كه جوهريت نسبت جمعيت اعراض مىباشد - همچنان كه اشراقيان بر اين قولاند - و برخى از متكلمان هستند كه قايل به تجانس ( همجنس بودن ) جواهر فرداند ، چون اختلاف حقايق اجسام در آن حال به واسطهء اختلاف اعراض مىباشد . و اما اعراض ، آنها دو زمان باقى نمىمانند و اشارهء حسّى - به ويژه اگر غير قارّ باشند - به آنها نمىرسد ، و اين بدان جهت است كه اعراض بنابر قاعدهء تحقيق ؛ صور نسبتهاى متعيناند كه تابع نسبتهاى جوهرى مىباشند ، و شكى نيست كه هر آن و لحظهاى را مدخلى در تعيّن آنها است ، چنانكه خداوند مىفرمايد :
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
، يعنى : او هر روزى در كارى است ( 29 - رحمان ) يعنى هر آن و لحظهاى در كارى است ، اين نسبت است كه آنات و لحظات را تجديد و نو مىكند ؛ و همينطور صورت آنها را ، و نسبت جوهريت هم همين طور است ، به ويژه اگر تقوّم به نسبت عرضيت داشته باشد ، خداوند
هامش
( 1 ) -در شهر جواب دهندهاى جز انعكاس صدا نيست * مىگويم دوستانم كجايند ؟ مىگويد دوستانم كجايند