تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
مىباشند ، و مفاتيح اولين عبارتند از مفاتيح غيب ذات ؛ و آنها اسماء حق تعالى - از حيث ذاتش - هستند كه آنها را جز كاملان كسى نمىشناسد . 934 / 4 و دست مظهر قدرت است ، پس گرفته شدهء با قبضه كه به نام شمال ( چپ ) ناميده شده ؛ عالم عناصر است ؛ و نشأهء انسان عنصرى و آن‌چه بيرون از آن ( عناصر ) است - يعنى روحانيت و مظاهر او در باقى عالم - نسبت به عين حق داده مىشود ، و آن‌چه در حديث آمده كه : هر دو دست او يمين ( دست راست ) مبارك‌اند ، از حيث ادب و تحقيق - يعنى از جهت نسبت دادن آن دو به او - نه از حيث اثر آن دو ؛ درست و صحيح است . 935 / 4 و سجين عالم پائينى و سفلى است و عليون عالم بالايى و علوى است . و اين دو دست را فصل‌ها و اصل‌ها است ، اين‌گونه بيان داشته و ما به زودى تمام آن را - اگر خدا بخواهد - نقل مىكنيم . 936 / 4 سپس گوييم : اين اصولى كه بيان شد داراى تتمه و دنباله‌هايى است كه افشا كردن آنها جز براى كسى كه گامهايش در مقامات تحقيق محكم و استوار باشد امكان‌پذير نبوده و ممنوع مىباشد ، و اين ممنوعيت بيم از امورى چند زيان‌مند ؛ از قبيل سستى از عبادت و كوتاهى از بزرگداشت مراتب وجودى و يا به كلى از آن دو بريدن مىباشد ، و نيز به واسطهء نظر كردن به وجود ؛ به عين ( ديدن ) احديت و جهت خاص ، يعنى بگويد هيچ تعدّد در ذات ( احدى ) نيست ، پس عبادتى نيست تا ( عبادت ) درخواست عابد و معبودى داشته باشد ، پس مكلّف كيست ؟ عدم هم نه فرمان مىدهد و نه پرستش مىشود و نه از آن چيزى صادر مىشود ، پس هر فعل - از حركت و سكون ( عبادت كردن و نكردن ) - از جهت خاص شامل و فراگيرش مربوط به حق است ، لذا از ( نظر ) او احكام حدود و رسوم و اجناس و فصول همه زايل مىشود ، چون آنها نسبتهايى اعتبارىاند و به سبب اختلاف اعتبار مختلف مىشوند ، امورى ذاتى نيستند كه اختلاف‌پذير نباشند ، همچنان كه اهل منطق گفته‌اند : رنگ احتمال آن را دارد كه هر يك از كليات خمس - به واسطهء نسبتها و اعتبارات - باشد ، و يا جنس واحد ؛ طبيعى و منطقى و عقلى - به اعتباراتى - باشد ، و اين كه بالا - به اعتبارى - پائين باشد ، مثلا اين كه تجلى احدى انسان است ، اين نسبت به مرتبه‌اش كه نسبت معقولى است مىباشد ، و هرچه كه بر امر