مىشود مظهر و بخشى از حقيقت انسانى كمالى است و جامع بخشهاى آن داراى سه مرتبه است :
910 / 4 نخست جامع غالب بر جمعيتش احكام ظاهر انسانيت است و آن مظهر احكام وجوب در مرتبهء امكان مىباشد - ولى به حسب امكان -
911 / 4 دوم جامع غالب بر جمعيتش احكام باطن آن ( انسانيت ) است و همان مظهر احكام امكان در مرتبهء وجوب است - ولى به حسب وجوب -
912 / 4 سوم جامع بين ظهور و بطون در درجهء اعتدال آن دو است ، و آن داراى مقام برزخى و نقطهء مركزى است كه بدان دو طرف تعين مىپذيرد و ظهور به هر يك از آن دو تعلق مىگيرد ، و آنجا حقيقت و مقامى است كه از جهت تعين و تشخص داراى رتبه نيست ، مانند ذات از حيث اطلاقش از او و به او ؛ دو طرف و وسط جامع تعين مىپذيرد و به هيچ مرتبه و نسبت و اسم و وصف تقيد نمىپذيرد و همينطور از او هيچ يك از اينها منتفى نمىشود ، و در آن مراتب و صاحبان مراتب - همانگونه كه به او ظهور پيدا مىكنند - مستهلك و فانى مىگردند .
913 / 4 و ( در فك ختم فص آدمى ) گويد : افلاك مظهر عقولاند و نفوس از حيث احاطه و دورشان مظهر توجه آن دو مىباشند ، از اينروى تفاوت آن دو به واسطهء فزونى وسايط و كمى آن است كه موجب فزونى احكام امكان است ، و كمى آن در تفاوت افلاك از جهت شرف و برترى و احاطه اثر مىگذارد ، پس نزديكترين آنها به شرف و برترى عقول از جهت نسبت ؛ تمامترين آنها از جهت احاطه - و برعكس - است .
914 / 4 گويد : خليل عليه السلام اولين مظهر تخلّق « 1 » به صفات الوهى ثبوتى است ، از اينروى اولين كسى است كه روز قيامت خلعت دربرمىكند ، و نخستين مظهر ظاهر برزخيت اول است كه عبارت از برزخيت دوم مىباشد ، و كلماتش كه آنها را تمام كرد ؛ مظاهر احكام وجوب در مرتبهء امكانش هستند ، لذا در پى ، امامت بر مردم را داشت .
915 / 4 و گويد : صورت عالم - و بلكه صورت هر چيزى - مظهر اسم « ظاهر » و روح
هامش
( 1 ) - فرق بين تخلق و تحقق اينكه : تخلق به واسطهء كسب و عمل حاصل مىشود اما تحقق به مناسبتى ذاتى مىباشد و اقتضاى اين را دارد كه آينهء ذات و مرتبهء جامع صفات باشد . اين را نيك بفهم .