834 / 4 دوم بين لطف حاصل به واسطهء تابناكى عارض شده و غلظتى كه به واسطهء تاريكى ذاتى حاصل است .
835 / 4 سوم به واسطهء قبول كمى و زيادى در استناره و نوريابى در دو آينهاى كه در نزديكى و دورى خورشيد - چنانكه دانسته شد - قرار گيرد ، و اين نظير آن چيزى است كه كامل گاهى فرموده انا بشر مثلكم و انتم بامور دنياكم اعلم منى ، يعنى : منم مانند شما بشرم و شما به كارهاى دنياتان از من واردتريد ، و فرموده :
ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ
، يعنى : نمىدانم به من و شما چه مىشود ( 9 - احقاف ) با اينكه او ( ص ) از جانب پروردگارش بر بصيرت و بينايى بود ، و فرمود : كدام يك از شما همانند من تواند بود ؟ شب را نزد پروردگارم ماندم كه مرا مىخورانيد و مىآشامانيد . و فرمود : قلب من نمىخوابد ، و نيز از طليعهداران و پيشتازان سپاه حضرت مهدى عليه الصلاة و السلام و غير اينها خبر داد ، و اين به واسطهء تردّد و رفت و آمدنش بين ملاحظهء بازگشت تعدادات ( كثرت ) به احديت ذات ؛ و ملاحظهء ظهور آن در آن تعينات مىباشد .
836 / 4 و به زودى از بيان نفحات ( حضرت شيخ قدس سره ) خواهد آمد كه هيچ چيزى از جهت جمع و تفصيل خالى از تلبّس و آميزش به اين دو حكم نمىباشد ، بنابراين كار ؛ محدود در بزرگداشتن و كوچك شمردن و ترك و تخيير ( برترى دادن ) و تعريف ( شناساندن ) و تنكير ( ناشناسانيدن ) نيست ، بلكه همه آنجا است و آنچه آنجا است كل ( همه ) است . اين بيان حضرت شيخ قدس سره بود .
837 / 4 و نيز نظير آنچه كه كامل متروّحن ( روحانى شده ) راست ، و آن اينكه در يك لحظه و لحظات متعدد بصور مختلف ظاهر مىشود ، همچنان كه از ابو الفتح موصلى كه به « قضيب البان - شاخ نبات » مشهور است روايت شده كه وى را در يك لحظه مشاهده كردهاند كه در اطراف ميدان مشغول كار است - در هر موضعى به شغلى ديگر - .
838 / 4 دوم آن را ( قمر را ) بجاست كه رنگ سرعت حركت را بگيرد ، چون پيش از اين گفته شد كه نوريابى و نوربخشى آن نظير قبول فيض الوهى و آشكار كردن احكام آن ( الوهيت ) مىباشد ، و شأن آن اين است كه بر سريعترين وجوه وسع و امكان كه تصوّر مىشود باشد و