تمام موجودات محسوس - مظهر الوهيت است ، و اين نظير آن است كه كامل ؛ خليفهء حق تعالى است در نوربخشى عالميان به نور هدايت به مصالح دو جهات - در شب جهل و ظلمت گمراهى -
842 / 4 پنجم اينكه هر يك از خورشيد و ماه خليفهء يكديگراند در وقتى از اوقات از جهت خاص آن ، چنانكه خداوند مىفرمايد :
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً
، يعنى : او است كه شب و روز را در رفت و آمد قرار داد ( 63 - فرقان ) و اين نظير آن چيزى است كه در شرع ؛ از خليفه كامل قرار دادن مستخلف - يعنى حق سبحان - آمده ، يا كنايه و اشاره به عبارت « وكالت » شده ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا
، يعنى : وكيل بودن خدا بس است ( 81 - نساء ) و بيان او ( ص ) : تمام كارهايم را اصلاح كن . و يا تصريح و روشن به عبارت « استخلاف » آمده ، چنانكه پيغمبر صلى الله عليه و آله گفت : پروردگارا ! تو در سفر همراه منى و در اهل منزل و مال و فرزند خليفهاى . سپس ( گوييم : ) همانطور كه براى يك روز جمع بين دو حكم شب و روز از خلافت و استخلاف از دو طرف است ، همينطور براى كامل جامع بين مرتبهء خلافت - به كمال خودش - و مرتبهء استخلاف - براى غيبتش در ذات پروردگارش - بدون محدود شدن در آن دو مىباشد .
843 / 4 ششم اينكه به واسطهء نور خورشيد ؛ كيفيات پنهان در جرم تاريك ماه آشكار مىشود ، پس خورشيد از اين حيث نسبت به ماه آشكار كننده است ، اما از آن حيث كه اگر اقتران و جفت شدن بين نور آن ( خورشيد ) و جرم آن ( ماه ) نبود ، نور خورشيدى به اختلاف و تغيير توصيف نشده بود ؛ و هيچ اثرى از جزر و مدّ ( دريا ) از زياد شدن و كم شدن و روئيدن و پژمردن و غير اينها از آثار ماه نبود ، يعنى ظهور پيدا كردن از جانب حق تعالى - به سبب بودن آن - كه سنّت و روش الهى بر اين است ، و اين نظير آن چيزى است كه براى كامل و غير كامل از وجود و توابع وجود هست كه آنان را پديد مىآورد و اوصافشان را روشن و آشكار مىسازد ؛ و نيز براى حق تعالى هم - به سبب بودن آنان - از احكام مظهرى هست ، مانند آنكه فرمود :
حَتَّى نَعْلَمَ
، يعنى ( آنان را آزمايش مىكنيم ) تا بدانيم ( 31 - محمد ) و : ان الله لا يمل حتى تملّوا ، يعنى : خدا افسرده نمىشود تا شما افسرده نشويد ، و فرمود : مرضت فلم تعدنى ، يعنى :