از بين برود و وجوه اراده همه را فراگيرد ، و امكان دارد در اينجا حمل آن نيز بر دو اعتبار باشد ؛ ولى اولى - همانطور كه مورد اختيار ( و يا اخبار ) ما است - سزاوارتر است ، چون حضرت شيخ قدس سره در اينجا اشاره كرده است .
821 / 4 سپس گوييم : تمام افلاك صور مراتباند و ستارگان آنها صور اسماء الهى ، چون اسماء به حسب محليّت مراتب اثربخشاند ، و به اين جهت است كه در ستارگان به حسب محليت افلاك همرديفى و بالايى و پائينى و حركت تند و كند ظاهر مىشود ، خلاصه آنكه به حسب اوضاع فلكى است كه مشتمل بر انواع اتصالات كوكبى مىباشد .
822 / 4 اگر گويى : از اين تقسيم چنين مفهوم مىشود كه افلاك مظاهر اسماء نيستند ، در حالى كه پيش از اين گفته شد كه هر موجودى به حق تعالى به اسمى معين - از حيث خصوصيت توجه حق به او به حسب او - مستند است ، و او مظهر آن اسم مىباشد .
823 / 4 گويم : افلاك اينگونهاند ، چون حضرت شيخ قدس سره در فك سليمانى ( از كتاب فكوك ) گويد : هر آسمانى محل حكم اسمى از اسماء حق تعالى است ، و استناد اين اسماء به حق تعالى از حيثيت اين اسم و از مقام تعيّن امر وحى شده است ، چنانكه فرموده :
وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها
، يعنى : در هر آسمانى امر آن را وحى كرد ( 12 - فصلت ) ولى سخن حضرت شيخ قدس سره در مفتاح الغيب اشاره بر اين دارد كه آن اسم تدبير كنندهء فلك ؛ بعينه همان اسمى است كه ستاره مظهر آن است و فلك مانند عضو آن است و مدخليت در تعيّن اسم ستاره دارد - مانند جسم براى انسان - و مسأله بين فلاسفه هم در اينباره مورد اختلاف است كه آيا براى هر فلك و ستارهاى نفسى است ، و يا آنكه نفس خاص ستارگان است و فلك مانند عضوى براى آن است ؟
824 / 4 سپس گوييم : فرشتگان ؛ كه آبادان كنندگان و ساكنان آسمانند - يعنى قواى فلكى كه در بروج و منازل و توابع اين دو گذشت - صور احكام اسماءاند ، چون اينان سدنه و پردهداران ستارگاناند و آنها را پيروى مىكنند - پيروى كردن احكام اسماء نسبت به اسماء - و عناصر صور اسمائى هستند كه اختصاص به « عماء » دارند ، و آنها اصول اسماء الوهىاند ، مانند چهارتاى مذكور ، براى اينكه كيفيات آنها صور اين صفات مىباشند ، پس محل اين