كيفيات - يعنى عناصر - صورت اسمى است كه از هر يك آنها ( يعنى چهارتاى مذكور ) تعين يافته است ، مانند عالم وحىّ و مريد و قادر .
825 / 4 اگر گويى : چگونه آتش « حى قادر » و آب « عالم مريد » و هوا « مريد حى » و خاك « قادر عالم » مىباشد ؟
826 / 4 گويم : براى اينكه هر چيزى در آن همه چيز هست ، ولى مغلوب است و حكم ؛ پنهان و يا مستهلك است ، و از اين دانسته مىشود كه مورد اختيار ما مذهب كمون و بروز ( نهان و آشكار ) است ، لذا حرارت كه اصل حيات است غالب مىباشد ، مانند حرارت غريزى و حرارتهاى ديگر كه اگر زيادهروى نشود آن را يارى مىكنند ، چنانكه گفتهاند : آتش ميوهء زمستان است ، از اين روى براى پختن غذا و چيزهاى ديگر نزديكترين چيز است كه بدان وسيلهجويى مىشود . اما دليل قدرت آن : غلبه و بلندىجويى آن است .
827 / 4 سپس آب به واسطهء سرديش تناسب با « برد اليقين » دارد كه بر طرف كنندهء حرارتهاى شبهات و سرگشتگىهاى شكها مىباشد ، از اينروى آب به علم تعبير شده و نهرهاى چهارگانه در بهشت مظاهر علوم لدنّى و وهبى گرديدند كه صافترين و جلوترين آنها نهر آب تغيير ناپذير است ، و تمثل يافتن علم - كه اختصاص به فطرت و دين دارد و ( اين دو ) اصل غذائيت روحانى است - به شير ، به دليل بيان رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود : اصبت الفطرة ، يعنى : به فطرت برخورد كرده و رسيدم ، و به دليل حديث خواب ديدن آن حضرت ظرفى از شير را و تأويل و تعبير كردنش به علم . و اما ارادهء آب عبارت است از ميلش به اينكه جزو هر چيز زندهء بالفعلى گردد و به واسطهء اين جزء بودن حياتش ادامه پيدا مىكند ، چنانكه خداوند مىفرمايد :
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ
، يعنى : هر چيز زندهاى را از آب قرار داديم ؛ آيا ايمان نمىآورند ؟ ( 30 - انبيا ) .
828 / 4 سپس هوا ميلش از آب بيشتر است و امداد و ياريش براى حيات از آتش ، چون آن براى حرارت لطيف غريزى مناسبتر است ، به طورى كه اگر هواى نفسى لحظهاى قطع شود منجر به هلاك حيوان مىشود - برعكس آب و آتش -
829 / 4 سپس خاك است ؛ شكى در غلبهء آن به واسطه سنگينى و خشكيش كه دليل