817 / 4 سپس گوييم : روح كرسى كريم نفس كلى است كه به نام لوح ناميده شده است ، چون تعلق نفس براى تدبير ( اداره كردن ) تفصيلى است ، و اين جز دربارهء اجسامى كه داراى تفصيل و كثرتاند قابل تصور نمىباشد ؛ مانند كرسى كه شامل ستارگانى است و جزئيات آنها قابل شمار نيست ، و كليات آنكه رصد شده يك هزار و يكصد و بيست و يك - بر مظهريات اسماء به حسب آنها و مشتمل بر بروج آن - مىباشد ، البته اگر اجناس صور توهم شدهء آنها ( يعنى صور الكواكب ) را در آن ( كرسى ) بر مظهريات دو كلمه - كه هر يك از آن دو در خبر و احكام پنجگانهء تكليفى اعتبار شده - اعتبار كنى .
818 / 4 اگر گويى : پيش از اين گفته شد كه برجها در عرش نيز اعتبار مىشود ؛ يا به اعتبار اينكه رتبهء اجسام بسيط سه است كه نتيجهء نكاحهاى پنجگانه مىباشد : نكاح اسماء و نكاح حقايق و نكاح ارواح . و يا به اعتبار اينكه عرش ؛ اوّلين مظهر مجموع عوالم سهگانه است كه عبارت از عالم معانى و عالم ارواح و عالم مثال مىباشد ، چون در مقام اعتبار تثليث و سه بخشى كردن حقايق چهارگانهء طبيعت ؛ در عرش دوازده بخش تعيّن مىيابد ، پس با اين دو اعتبار چرا روا نباشد كه عرش مظهرى براى نفس باشد « 1 » ؟ .
819 / 4 گويم : چون آن كثرت اعتبارى است و اين كثرتى است داراى صور و محقق و ثابت « 2 » پس ما بين اين دو فاصلهء زيادى است . و سرّ روح كرسى اسم « رحيم » است ؛ به واسطهء آگاهى دادنش به خصوصيت وجود در هر موجودى ، پس در آن جهت تفصيل رحمت و كثرت آن اعتبار شده - همچنان كه در كرسى هست - .
820 / 4 بدان كه « رحمان رحيم » همانطور كه در ذات وجود بهگونه اجمال و تفصيل - يعنى عموم و خصوص - اعتبار مىشوند ، همينطور در صفات و كمالات هم اعتبار مىشوند ، از اين روى حضرت شيخ قدس سره ؛ آن را كه در « بسم الله » آمده حمل بر اول كرده و آنچه در « فاتحه » آمده حمل بر دوم نموده تا عنايت و افاده كامل باشد و بازگشت و تكرار
هامش
( 1 ) - يعنى برجهاى دوازدهگانه در آن اعتبار شده ؛ چرا با اين اعتبار جايز نباشد كه مظهرى براى نفس باشد ؟
( 2 ) - يعنى در عرش كثرت اعتبارى است ، برعكس كثرت در كرسى ، چون در آن محقق و ثابت است ، و راز روح آن دو اسماء ؛ اسم « رحيم » است . . . .