بعد آن است قرار داد ، لذا پايان معادن و آغاز نبات را كمات ( دنبلان كوهى ) قرار داد و پايان نبات و آغاز حيوان را درخت خرما قرار داد و پايان حيوان و اول انسان را بوزينه قرار داد تا ما نشأهء انسان را انديشه كنيم ، پايان سخن شيخ رضى الله عنه در كتاب عقلة المستوفز .
749 / 4 فرغانى گويد : چون با اين همه تكرار روشن شد نخستين چيز از غيب غيب كه تعيّن يافت نفس رحمانى وحدانى بود كه در آن فعل و انفعال مندرج است ، بلكه اسماء و صفات و افعال هم مندرج است ، به طورى كه عالم و علم و معلوم و فاعل و قابل در مرتبهء نخستين - كه وحدت حقيقى جامع بين احديت و واحديت به نسبت برابر است - يكى بود .
750 / 4 سپس از عين آن ؛ عين نفس رحمانى را در مرتبهء دوم كه مرتبهء اعتبارش است و به حكم واحديتش مشتمل بر تفاصيل نامتناهى كه متعلق به ابديّتش مىباشد معيّن ساخت .
751 / 4 سپس در اين مرتبهء دوم از حقايقش مرتبهء وجود را كه به نام مرتبهء وجوب ناميده مىشود - ناميدن شئى به نام لازمش - تعيّن بخشيد ، و از شأن آن ؛ وحدت حقيقى و كثرت نسبى است ، لذا براى انتساب وحدت حقيقى به آن ، به آنچه كه فعل و اثربخشى بدان انتساب مىيابد اختصاص يافت ، بنابراين تمام اسماء الهى بدان انتساب يافت .
752 / 4 بعد در مقابل آن در اين مرتبهء دوم مرتبهء علم كه به نام مرتبهء امكان ناميده مىشود - ناميدن به وصف آنچه كه در او است - امتياز پيدا كرد ، و شأن آن - از حيث دربرداشتنش مر حقايق را - كثرت حقيقى و وحدت نسبى مجموعى است ، و به واسطهء شدت نسبت كثرت بدان ؛ متعلقات آن اختصاص به قبول و انفعال يافتند ، و چون در مرتبهء وجوب از كثرت نسبى و در مرتبهء معلومات از وحدت نسبى « 1 » هست ، اوّلى را نوعى از قبول و انفعال است و دومى را نوعى از اثر بخشى و فعل است ، و اين از حيث طلب استعدادى و سئوال و برآوردن سئوال است .
753 / 4 و اما مرتبهء برزخيت اجمالى انسانى و تفصيلى « عمايى » آن از وجهى جامع بين آن دو است و حامل اين تجلى نفسى ؛ كه جامع بين صفات الهى و حقايق كونى مىباشد ، بنابراين مرتبهء وجوب يكى از دو دست گشاده به رحمت او است ، و به واسطهء اختصاص آن به
هامش
( 1 ) - اين اصطلاحات وحدت حقيقى و كثرت نسبى و وحدت نسبى و كثرت حقيقى و غير اينها را از كتاب : الاضافة الاشراقية فى شرح قصيدة الابداعيه خود توضيح و شرح لازم داديم ، به تعليقات همين بخش - كشف سرّكلى - مراجعه شود . م