743 / 4 و همانطور كه از آن ( ارواح ) عالم رضوان آفريده مىشود ، همينطور چون نور سريان پيدا كرد ؛ مالك ( دوزخ ) و خازنان آتش ظاهر مىشوند ، و رئيس آنان به نام مالك - به واسطه قهر ظاهر در عالم شقاوت - ناميده مىشود ، براى اينكه ارواح اصلا از عالم وسعت و فراخىاند ، و چون در اين تنگنا - به واسطه عمل خودشان - افتادند ؛ تنگى برايشان شديدترين عذابها است .
وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً
، يعنى : و چون كتبسته به تنگناى آن درافتند در آنجا آرزوى هلاك كنند ( 13 - فرقان )
لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً
، يعنى : اكنون يك هلاك نخواهيد بلكه هلاك بسيار بخواهيد ( 14 - فرقان ) هلاك بسيار عذاب نامتناهى است و هيچ چيزى بر آنان شديدتر از خشم ( و در نتيجه عذاب ) سرمدى و دايم نيست ، خداوند در اينباره فرموده :
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
، يعنى : در اينجا خوار و خفه شويد و سخن مگوئيد ( 108 - مؤمنون ) و تمام اين شكل از مركز به محيط شكل قرن ( دهل ) است كه پائينش تنگ است و بالايش گشاد و همان صور است ، يعنى جامع صور .
پس اهل بهشت در فراخناى محيطاند كه آن همان علّيون است و اهل دوزخ در تنگناى پائين آناند و آن همان سجين است ، بنابراين نعيم و سرور به مقدار فراخى است و كيفر و غم و عذاب به مقدار تنگى مىباشد ، از خداوند مىخواهيم كه ما را به خردهامان از اهل اللّه قرار دهد و به نفوسمان از اهل فراخى ، آمين .
744 / 4 سپس افلاك به گردش آمد و استحالات را در اركان پديد آورد و عالم را گرم كرد ، اولين ركنى كه اثر را پذيرفت ركن آتش - يعنى اثير - بود ، لذا ستارگان دنبالهدار ظاهر گرديد و اينها احتراقات و تكويناتى هستند كه استحالهشان سريع و تند است و ستارگانى هستند كه تباهيشان سريع است ، و هنگام برانگيخته شدن محمد صلى الله عليه و آله رجوم ( تير شهاب ) بودند ، از آنها هرچه كه جانب بالا است ؛ سردى آسمان خاموشش مىكند و آن چه كه جانب پائين است زمهرير و بحر مسجور خاموشش مىكند ، و در اين ركن عالم « جن » بين سعيد و شقى آفريده شده ، هركس كه نور روحانيتش بر آتش طبيعتش غالب است ؛ سعيد و نيكبخت است و هركه برعكس اين است - به واسطهء اينكه در او سردى و رطوبت است - شيطان است و چون امتزاج با اصلش دارد عذاب به آتش را مىپذيرد ، و از آن جهت نسبت به