تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
مرتبهء تركيب اعتدالى حيوانى فرود مىآورد ، و جزء اصلى در آن جزء آبى است ، خداوند مىفرمايد :
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
، يعنى : و هر چيز زنده‌اى را از آب آفريديم ( 30 - انبياء ) و بقيهء اركان بر آن باز مىگردد و امتزاج يافته از اسم « مصور » صورت حيوانى افقى را پذيرفته و از اسم « حى قيوم » روحى حيوانى را درخواست مىدارد كه اداره‌اش كرده و به قواهاى اصليش - يعنى شهوى و غضبى - حفظش نمايد ، و در نباتات حواس ظاهرى و حركت ارادى - حركت افقى - را افزوده ، برخى هستند كه در مزاجشان دو حكم جزئى را از اركانشان درخواست دارند : حكم خاكى ؛ به واسطهء جذبش به زمين و چسبيدنش بدان ، و حكم آبى كه آن را بر حركت از مكانى به مكانى حمل مىكند و بر شكمش راه مىرود ، و برخى ديگر هستند كه غلبهء دو حكم جزئى آبى و خاكى در مزاجشان اقتضا دارد و باد و پا حركت مىكند - مانند انسان - و يا غلبهء دو حكم جزئى آبى و هوايى در مزاجشان غلبه دارد و با دو پرش مىپرد ، و برخى هستند كه در مزاجشان هر چهار اركان اقتضا دارد ، مىايستد و بر چهار پا راه مىرود ، و برخى ديگر هستند كه اقتضاى حركت در آنها به واسطهء قواى فراوانى از اركان و مولّدات است ، لذا بر بيشتر ( از چهار پا ) مىايستد ، از اين روى خداوند پس از شمردن اصناف سه‌گانه فرمود :
فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ ما يَشاءُ
، يعنى : بعضى از آنها بر شكم خويش راه مىروند و بعضى از آنها به دو پا راه مىروند و بعضى از آنها بر چهار پا راه مىرود ، خدا هرچه خواهد خلق مىكند ( 45 - نور ) اين سخن او ( فرغانى ) بود . 760 / 4 حال گوييم : و انسان پايان اين آثار و مجتمع و ختم آنها است ، يعنى پايان فرود آمدن امر الهى و آثار نفس رحمانى - از آن جهت كه مفاض است - . 761 / 4 فرغانى ( در شرح قصيدهء تائيهء فارضيه ) گويد : براى اين‌كه ركن خاكى و مزاجى كه اصل اجزايش از آن است و باقى ( اركان ) بر آن وارد مىشوند ، جامع بين مراتب مزاجهاى سابق بر آن است ، يعنى به واسطهء گذشتن بر آنها و رنگ گرفتن به احكام آنها ، و براى اين‌كه امر دورى و چرخشى است ، اوّل آن عين آخر آن است ، لذا در عين اين پايان خاكى « 1 » به واسطهء
هامش
( 1 ) - يعنى انسان كه پايان اين آثار و محل ختم آنها است . م -