آتش دارد كه آتش عنصر غالب در او است ، مانند عنصر خاكى در ما ، و جن را پيش از برانگيخته شدن محمد صلى الله عليه و آله راههايى از كرهشان به سوى آسمان بود كه در آن راهها پراكنده بودند تا سخن فرشتگان عالم فلكى بالا را بشنوند ، و حكم از آدم تا محمد صلى الله و عليه و آله بر چيزى بود كه حق تعالى براى فرشتهء ارجمندى كه بر صورت سنبله آفريده شده ترتيب داده بود ، چون نشأه و عالم انسانى خاكى بود و ستارگان دنبالهدار - به واسطهء غلبه جمود و سكونى كه اقتضايش سردى و خشكى است - به اين زيادى نبودند .
745 / 4 و چون محمد صلى الله عليه و آله آمد و زمان به گردش آمد ؛ حكم به فرشتهء ارجمندى كه بر صورت ميزان آفريده شده بود - و آن عدل است و حق هر صاحب حقى را به دو مىدهد - انتقال يافت ؛ و آن بادى است كه فلك اثير را مشتعل مىكند - مشتعل كردنى بزرگ - لذا ستارگان دنباله دارد در اثير زياد شدند و هر راهى كه در آن بود آبادان شد و راهها بر جنّيان كه استراق سمع مىكردند تنگ شد و علت آن را ندانستند و گفتند :
أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ ؛ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً
، يعنى : ما با آسمان تماس كرديم و آن را پر از نگهبانان و شهابها يافتيم ( 8 - جن ) نگهبانان فرشتگاناند و در آيهء بعدى « رصد - كمينگير » اند ، و شهابها همان ستارگان دنبالهداراند ، با اين همه همگى به حكم بخت ( شانس ) حركت مىكنند ؛ اگر شهابى به آنان ( جنيان ) برخورد كند مىسوزاندشان ، و عالم خيال را به دست اينان قرار داد و براى رئيسشان عرشى در دريا نصب كرد در مقابل :
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
، يعنى :
عرشش بر آب قرار داشت ( 7 - هود ) و آن عرش تلبيس و فريب است ، و به دست او قوهء مثال هر چيزى را در عالم حقيقى قرار داد كه آن را در عالم خيال - بر صورت خودش در عالم حقيقى - مىآورد تا اهل كشف را در كشفشان و اهل فكر و نظر را در دلايلشان به گمراهى بيندازد ، و كليدهاى شك و شبهات به دست او است .
746 / 4 حال گويم : خداوند اين دورهء محمدى را در اين وقت پديد آورد و در آن اين والى و حاكم را نصب كرد تا اسرارش پنهان بماند و مقاماتش پوشيده ، و طمس و پوشيدگى بر افكار به نيروى آتشين و عدم ثبوت آن مىباشد ، لذا آنگونه كه افكار پيشينيان - پيش از به گردش آمدن زمان - استقرار داشت استقرار ندارد ، از اينروى حيرت و سرگشتگى در اهل