صور آبادان است ، و آنچه كه صورت غليظ را كه امكان تجزيهاش - به حكم تركيب اين اركان - هست مىپذيرد باقى ماند ، و تركيب و امتزاج آنها به حكم اقتضاى حبّى و توجهات اسمائى - از حيث صور معنوى و مظاهر روحانى و مثالى آنها از اين هباء از مرتبهء امكان كه به نام مرتبهء حسّ ناميده مىشود - حصول پيدا كرد ، به طورى كه امتياز بين اين اركان بر طرف گشت به طورى كه همگى يك چيز مجمل در جهت « عمايى » كه مرتبهء سوم است گرديدند ، اين مجمل اين تفصيل است و در بيان الهى به لفظ « رتق - بسته » آمده است :
كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما
، يعنى :
( آسمان و زمين ) بسته بودند و بازشان كرديم ( 30 - انبياء ) و اين مادهء بسته شده نزد برخى به نام عنصر اعظم و عنصر عناصر ناميده شده است .
721 / 4 عنصر اعظم داراى چهار اركان است كه همان عناصر مشهور است ، همچنان كه هباء كه اصل آن است داراى چهار اركان است كه همان اركان طبيعت مىباشد ، پس اين عنصر به حكم سريان حبّ اصلى به واسطهء اركانش تحريك يافت و تمايلى شوقى به كمالش كه متعلق به صور تفصيلش مىباشد پيدا كرد ، لذا اين حركت به حسب قوهء مظهرش در آن ؛ اثر سبكى از حرارت ايجاد كرد و به حكم آن اثر ؛ آنچه كه لطيفتر بود به شكل بخار و يا دود - مجمل وحدانى - بالا رفت و اين رتق و بستگى آسمانها بود .
722 / 4 سپس اقسام در قسمى كه عبارت از فتق و گشادگى اركان بود به حكم سريان سرّ رباعى ( چهارگانه ) بر چهار اقسام امتياز پيدا كرد و بر هر قسمى از آن ؛ دو ركن غالب شد ؛ البته با اشتماش بر باقى ؛ و ترتّب رتق و بستگى زمين و سپس آب و سپس هوا و در آخر آتش .
723 / 4 سپس ( گوييم : ) اسم « الله و رحمان » متوجه به تحقيق كمال و مضاف به توابع آن دو - يعنى ( تمام ) اسماء الهى - و نيز مضاف به آشكار كردن آنكه موقوف بر ظهور احكام حقايق كونى كه مظاهر اين اسماء است مىباشد ، و اساس مطلب آن دو بر امر ايجادى است كه خود اساس قاعدهاش بر اجتماع اصول اسمائى مىباشد ، نخست از حيث مظاهر معنويش كه اسم « مريد » آنها را معين مىكند ، و دوم از حيث مظاهر روحانيش كه اسم « بارى » تعينش مىبخشد ، و سوم از حيث مظاهر مثاليش كه عبارت از اركان طبيعى و احكام سهگانهء جسمى - مجمل و مفصل - مىباشد و نيز به حكم اسم « بارى » تعيّن مىيابد ، و چهارم از حيث جسمانى حسّى .