حيات و نور به حقايق ملك و سلطان كه از سدنه و پردهداران اسم « الله » اند مشتعل شد .
716 / 4 پس از آن آسمان زهره از خلاصهء عنصر سردتر وجود پيدا كرد و كف آسمان به نور نفس رحمانى از مرتبهء اسم « جميل و مصور و لطيف و ودود و منعم و عطوف و برادران اين اسماء » مشتعل شد .
717 / 4 بعد از آن آسمان كاتب از تجلى نور اسم « بارى و محصى و حكيم و سريع الحساب و برادران اين اسماء » پديد آمد .
718 / 4 سپس آسمان قمر پديد آمد و كف خلاصهء آن به نور تجلى اسم « خالق و مدرك و سريع و موحى و قائل و محسن و ظاهر و برادران اين اسماء » با انواع بشارات و كرامات مشتعل شد ، و هر يك از اين آسمانهاى هفتگانه با انوار ستارگانشان از خالصترين عناصر ، به گونه معتدلتر و پاكتر تكوين و موجوديت يافتند ، تكوّن و موجوديتى كلى وحدانى جمعى ، اينها همينطور باقى مىمانند تا آنكه رستاخيز برپا شود ، در آن حال صور طبقات و انوار آنها - نه جواهر و ذواتشان - تغيير و دگرگونى مىيابد ، چون افلاك چهارگانه توانايى ندارند ، از اين روى اين چهار تا روز رستاخيز - با صورشان و با آنچه كه بدانها از انوار افلاك و اجرامى كه فوق آنها است و بدانها تشبّه پيدا كردهاند - ثابت مىمانند .
719 / 4 پس از آن عناصر سافل ثابت تعين پيدا كردند ؛ مانند برشوندگان سنگين ، و به مجمع طبيعى خودشان گرد آمده و بعضى از آنها بر بعض ديگر احاطه پيدا كردند ، در نتيجهء زمين در مركز ثابت ماند و كره آب و سپس هوا و بعد از آن اثير بدان احاطه يافت . پايان سخن او .
720 / 4 فرغانى ( در شرح قصيدهء فارضيه ) گويد : چون اثر نفس رحمانى به صورت اين موجود و كون هبائى كه قابل ظهور به هر صورت محسوس است آشكار شد ؛ خواه ( صورت ) بسيط باشد و قابل تجزيه و خرق و التيام ( جدا شدن و به هم پيوستن ) نباشد و يا مركب غليظ باشد به طورى كه كون و فساد را بپذيرد ، و محل صور غير قابل تجزيه مجمل و مفصلش قطعهاى از « عماء » شد كه به نام عالم مثال ناميده شده است ، لذا مجمل آن به صورت عرش و فلك الافلاك و فلك بروج ظاهر گشت و مفصل آن به صورت كرسى و ( فلك ) منازل ، بنابراين مجمل آن اجمال تفصيل لوحى است و مفصل آن تفصيل اين اجمال است ، و عالم مثال به اين
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٥١٧