نبوده است . جندى ( در شرح فصوص ) گويد : سپس افلاك چهارگانه با آنچه از ارواح و اجرام نورى كه در آنها است به گردش درآمد و به واسطهء تجليات و تابش اشعات آنها - به سبب آنچه كه فوق آنها از عقل و نفس كلى و اسماء الهى است - بر ديگر از عناصر فرو ريخت و پنهانى آنها را به واسطهء تفصيل - براى تحصيل - آشكار ساخت ، فروريختنى كلى و تفصيلى اجمالى ، لذا عناصر چهارگانه امتياز پيدا كرد و در هر يك آنها تمام آنها هست ، چون فرو ريختن احدى كلى است ؛ چنان كه دليل لمّى و انّى آن گفته آمد .
711 / 4 سپس تجليات ادامه پيدا كرد و فرو ريختنها آشكار شد و بر اين عناصر ادامه يافت و آنها پىدرپى بالا رفتند تا آنكه بر آنچه از جواهر و تابناكىها كه در آنها بود آگاهى پيدا شد ( و يا اطلاق شد ) پس نخست دودى كلّى و احدى جمعى از نقطهء مركز بالا رفت كه شش ( فلك ) ديگر را فرا گرفت ، سه بالا و سه پائين - و آن چهارمين بود -
فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ
، يعنى : و آنها را هفت آسمان به پا ساخت ( 29 - بقره )
712 / 4 پس بر طبيعت ركن سرد خشك آسمان كيوان را آفريد و كف آن را از خلاصهء آن ؛ به نور نفس رحمانى از مرتبهء اسم « رب » مشتعل ساخت و نفس كيوان شد ، و در اين آسمان حقايق ربوبى از تربيت و اصلاح و حفظ و بقا و ثبات آشكار شد ، براى اين كه اين آسمان نسبت به حفظ آنچه كه تحت آن است مانند پوستهء نگاهدارنده مغزى است كه داخل آن است .
713 / 4 سپس اسم « علّام » كه آشكار كننده و برآورندهء نيازها است ؛ به حقايق كشف و حيات عملى پاك و سعادت و صلاح و زارى و طاعات و خوبيها ؛ در روح مشترى تجلى كرده و خلاصهء جوهر آسمانى آن مشتعل شده و جرمى نورى و يا نورى جسمى شد ، و آن مظهر اسم « علّام » است و آسمانش خلاصهء عنصر گرمتر است .
714 / 4 سپس قاهر قوى شديد از اعوان ( ياوران ) « قادر » براى ايجاد آسمان سرخ گرم خشك تجلى كرد و خلاصهء آن به نور نفس رحمانى از آن مرتبه مشتعل شد .
715 / 4 سپس در وسط آسمان خورشيد وجود يافت ، و آن ( فلك چهارم ) معتدلترين و خالصترين خلاصهها است ، و خلاصه كف ( زبد ) به نور نفس رحمانى از مرتبهء لاهوت و