724 / 4 و آشكار كردن اين مطلب كه همان كمال اسمائى در هر مرتبه است موقوف بر تعيّن مظاهر اركان و اصول آن است تا آنكه اثر توجهات و اجتماعات آنها به اين مظاهر تمامى يابد . و در كون و وجود هبائى آنچه كه قابل و پذيراى صور جسمانى لطيف فلكى است امتياز يافته و به صورت بخار و يا دود بسته شده - از آنچه كه نسبت به صور ارضى و غير آن از اركان است - بالا رفته و مرسوم از دو اسم « الله و رحمان » به اسم « مصور » ظاهر شده تا براى حقايق ائمهء هفتگانه كه اسماءشان معين است ؛ مظاهر جسمانى لطيف علوى فلكى تعيين كند .
725 / 4 و براى خود اسماء هفتگانه مظاهرى نورانى كوكبى است كه به واسطهء توجهات و اتصالات بعض آنها به بعض ديگر ؛ در آنچه كه تحت آنها از عالم كون و فساد است اثر مىگذارند ، لذا صور غليظ مركب اجناس و انواع و اشخاصى از مولّدات ( سهگانه ) را پديد مىآورد ؛ و اسم « مصور » براى دادن مادهء بسته شده كه خاص هر يك از آسمانها و زمين است صورتى مناسب آن معين كرده و مادهء آن دو را مورد خطاب قرار مىدهد كه خداوند مىفرمايد :
ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً
، يعنى : از روى اطاعت و يا كراهت بيائيد ( 11 - فصلت ) يعنى از روى ميل و رغبت براى قبول صورتى كه آن را « مصور » به هر يك از شما بخشيده بيائيد ؛ يعنى از حيث كمال جزئى شما كه متضمن است مر علم به خوب بودن قبول آنچه را كه از حق تعالى به اختيار و ميل به آن - بالذات - صادر مىشود . و يا از روى كراهت بيائيد ، يعنى از حيث عدميّت امكانى شما كه مقتضى جهل بدانست ، لذا براى ظاهر كردن كمال ؛ مستلزم زور و غلبه مىباشد ،
قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
، يعنى : گفتند به اطاعت و رغبت آمديم ( 11 - فصلت ) به واسطهء قرب و نزديكى آن دو به فطرت و غلبهء حكم وحدت و اجمال بر حكم كثرت و تفصيل ؛ كه هر دو از خواص امكان مىباشند .
726 / 4 پس چون حكم حركت حبّى اصلى و اجتماعات اسمائى به حكم اسم « مصور » در اين مادهء بسته شدهء دودى - در مرتبهء حسّ - سريان پيدا كرد و جارى شد ؛ از جهت نقطهء مركز آن ؛ حركتى گردشى كرد و به صورت آسمان اول از وجهى ، و آسمان چهارم از وجه ديگر نقش يافت و مظهر صفت حيات و غلبهء حرارت و گرمى گشت .