امكانى غليظ مىباشد ، مانند كشش و جذب ( دو طرف ) جزئى طلاى لطيف و غليظ ، و اقتضا كنندهء تجاذب ( كشش دو طرفى ) در مركب اين است كه بچرخد ؛ در حالى كه ياقوت سرخ هنگامى كه در آتش افكنده مىشود نمىچرخد ، اين به واسطهء تأثير نداشتن حرارت در اجزايش ؛ و تاثيرى كه به آن حد برسد مىباشد ، و افلاك ديگر هم مانند اين دو ، ولى التحام و چسبندگى بين اجزاى آنها ( افلاك ) در قوهء التحام اجزاى آن دو ( طلا و ياقوت ) ؛ به سبب طبايع عنصرى آنها و با اينكه در احديت جمع همانند آن دو نمىباشد ، نيست ، با اينكه آنها ( افلاك ) مرتبهشان برتر و احديتشان قوىتر از تركيب مولّدات است ، لذا به واسطهء دوام و عدم دوام آن ( التحام ) جداى از آن مىگردد ، چنانكه قرآن بدان گويا است كه شكافته و ويران شده و مانند فرش قرمز سرخگون « 1 » شود ، يعنى هنگامى كه طوفان آتش بر ديگر عناصر غلبه مىكند .
676 / 4 و از آن جمله اينكه لطيف و غليظ در مركب نزديك به اعتدال نباشد ، ولى لطيف غالب مىشود و بالا مىرود و غليظ هم با او همراه مىشود ، مانند زيبق ( جيوه ) و كبريت ( گوگرد ) و نوشادر و غير اينها كه كيمياكاران اينها را ارواح مىنامند ، اين مانند دود عنصرى آتشى است كه در آن شهاب و نيازك و امثال اينها پديد مىآيد ، و مثال آن عنصر هوايى است كه از هبائى كه همراه آن بخار و غبار است به آسمان بالا مىرود و فاصلهء آنچنان كه گفتهاند هفده فرسنگ است « 2 » .
677 / 4 و از آن جمله اين كه لطيف در آنچه كه نزديكى به اعتدال ندارد - و غليظ هم غالب نيست - غلبه نداشته باشد ، لذا قوى در تسييل و جارى شدن آن - مانند نقره قلع و سرب و غيره - يا ضعيف در تسييل آن - مانند نرم شدن آهن - اثر دارد ، و اين مانند عنصر آبى است كه حرارت تجليات در تسييل آن از هباء اثر دارد نه در بالا بردنش به واسطهء غلبهء برودت - ولى با رطوبت - .
678 / 4 و از آن جمله اينكه غليظ غالب باشد ؛ چه رسد به اعتدال ، چنانكه در سنگهاى قوى هست و آتش قادر بر نرم كردن آنها نيست ؛ چه رسد به تسييل آنها ، و اين مثال
هامش
( 1 ) - اشاره به آيهء يك سوره انشقاق و انفطار و آيه سى و هفت سورهء رحمان مىباشد . م
( 2 ) - مراد جوّ زمين است كه ضخامتش حدود يكصد كيلومتر مىباشد . م