614 / 4 و چون جوهر بالا روندهء چهارمين مكان خود را زير گودى فلك الافلاك گرفت ، فلكى كه نسبت به ما فوق خود محاط است و به آنچه در درون خودش - يعنى اطراف مركز جوهر گداخته شده - محيط است پديد آمد ، و چون تجليات مفصل به اين جوهر مجملى كه كليد در بسته است ؛ اقتضاى تفصيل آنچه از حقايق كه در آن است دارد ، پس به واسطه اسم « مقدّر » منازل فرود آمدن از انوارى كه عبارت از منازل اسرار اسماء الهىاند مقدّر و معيّن گشت و برجها با حقايقشان و منازل انوار با دقايقشان تعيّن يافتند و اصول جواهر انوار علوى كلى جسمى ؛ به واسطهء طبيعت بلند فعلىشان خارج شدند ، خارج شدنى طبيعى و وحدانى و نورى ، و ارواح و انفاس نورياب گشتهء از اين فلك مظاهر خود را گرفتند و وجوه عقل اوّل كه سيصد و شصت وجه است - از گودى محيط فلك اطلس در اين فلك - تعيّن پذيرفت ، در حالى كه اطلس واحد است و داراى وحدت كلى ، و بسيط است و داراى بساطت نسبى كه همانند جوهر روحش - يعنى عقل اول - مىباشد ، و انوار رحمت از سبحات و عظمت وجه رحمان - از عين عقل اول از مرتبهء اسم « مدبر » - تجلى كرد .
615 / 4 و كلمهء واحد عرشى در كرسى - به واسطهء تدلّى دو قدم - بخش به دو كلمه گشت : و آن دو حكم و خبر است كه خود داراى پنج بخش است ، زيرا آن بخش به امر و نهى مىشود و آن دو ؛ خود پنج بخشاند : واجب و حرام و مستحب و مكروه و مباح ، و چون دو - كه دو قدم باشند - در شش ضرب شود ؛ مجموع دوازده مىشود ، شش الهى است و شش كونى ؛ پس اين فلك بخش بر دوازده برج مىشود ، مانند كلمهء الهى در قلب عرش ؛ كه همان شرع است .
616 / 4 و چون كرسى محل دو قدم است ؛ در آخرت جز دو سرا - يعنى بهشت و دوزخ - داده نمىشود ، چون او مطلقا به واسطهء دو قدم ؛ دو سرا - يعنى دنيا و آخرت - و دو فلك را مىبخشد ؛ فلك بروج و فلك منازل كه همان زمين بهشت است ، و منازل مقدار بخش شدههايى است كه در فلك بروج است و آن - براى خاطر حروف نفس رحمانى - بيست و هشت مىباشد ، و آن بخش بر دوازده برج شده تا هر برجى در عدد صحيح باشد و كسر ( اعشار ) بهرهاى است تا حكمش در عالم فراگير شود ، لذا براى هر برجى دو منزل و يك سوم منزل
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 490
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٩٠