مجراى او است ، و خواب ديدنى است كه از با خود سخن گفتن شخص است ، نخستين موقوف بر آمادگى و استعداد است كه صفاى محل و پاكى نفس مىآورد ، و دومى نتيجهء انحرافات مزاجى و تيرگىهاى نفسانى است ، و سومى از آثار صفاتى است كه از جهت حكم بر نفس خواب بيننده - در حال ديدنش - غالب است .
451 / 4 و در فك فص اسحقى گويد : اما انسان ؛ قوهء مصوّرهء او تابع نورانيت روح او و آنچه كه اطلاع و آگاهىاش بر آن پيشى و سبقت دارد است ، از اين جهت است كه به ذات خود بر قوهء مصورهاش املا مىكند ، و ( قوهء مصوره ) شروع به بازگفتن آن مىكند ، ولى به حسب سلامتى و صحت مغز و استقامت مزاج و انحراف آن و قوهء مصوره و ضعف آن و نيز اثر زمان و مكان .
452 / 4 بدان كه نسبت خيال انسان مقيد به عالم مثال نسبت جوهاى كوچك است به رودخانهاى بزرگ كه از آن منشعب شدهاند ، بنابراين درستى خيال انسان و خوابش داراى موجباتى است كه برخى از آنها مزاجى است و برخى خارج از حكم مزاج است ، و آن بقاى حكم اتصال بين خيال او و عالم مثال است ، و مردمان بر سه دستهاند :
453 / 4 دستهاى بر دلهاشان مهر خورده و از جانب نفوسشان ( يعنى دلهاشان - نفس ناطقه ) چيزى - مگر در افراد كمى - اتصال بدان ( عالم مثال ) نمىيابد ، مانند حال عارضى كه به تندى زوال مىپذيرد .
454 / 4 دستهاى ديگر براى دلهاشان گاهى صفا و آسودگى از مشغوليات ( مادى ) حاصل مىآيد و از راه خيالش اتصال به عالم مثال مطلق پيدا مىكند ، بنابراين هرچه كه نفوسشان در آن وقت آن را ادراك مىنمايد ؛ آن به صورت انعكاس شعاعى به قلب منعكس شده و از قلب هم به مغز منعكس گشته و در آن نقش مىگذارد ، پس اگر در آنچه كه مشاهده مىكند اثر حديث نفس ( با خود سخن گفتن و خودبينى ) - از وجوه مذكور و آلت و مزاج و غير اينها كه مانع از حكم اتصالاند - يافت شود ، تصوير قوه ( مصوّره در آن ) به حسب آن است ، ولى اگر خواب از حديث نفس خالى باشد و صحت و سلامتى مغز هم برقرار باشد و مزاج هم راست و مستقيم باشد ؛ خواب از جانب خدا ( يعنى رؤياى صادقه ) است و در بيشتر موارد تعبير
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٤٦