( اتصالش به ) عرش و كرسى ، در هر آسمانى داراى منزل و مقامى است . و در حديث آمده كه : امر الهى پس از جدا شدنش از آسمان دنيا سه سال در فضا مىماند تا به زمين مىرسد ، و اين از مكاشفات تجربه شده است . پس سرعت ( تحقق ) حكم خواب دليل بر ضعف و سستى نفس ( ناطقه ) خواب بيننده است ، و اگرچه بالا رفته ؛ ولى قدرت بر ترقى و بالا رفتن بيشتر را ندارد ، بلكه نهايت بالا رفتنش در موقع روى گردانيدن از تعلقات ( بدنى ) ؛ فضاى بين زمين و فلك اول است ، اين چيزى بود كه از بيان حضرت شيخ قدس سره ( از فكوك ) نقل گرديد .
458 / 4 حال من گويم : برخى از انديشمندان گفتهاند : قوهء خيالى نفس كلى محلّ عالم مثال است . گويى كه چنين گويد : تمام لوح محفوظ تفصيل آن چيزى است كه قلم آن را - از آن چه بود و آنچه خواهد شد - از كلمات قولى و فعلى و صور ارواح و روحانيّات و ملكوت هر چيزى مىنويسد . اين مطلب قابل بررسى است ، براى اينكه شكل دوم از دو موجبه نتيجه نمىدهد ، تا چه رسد به عالم مثال كه حضرت شيخ قدس سره گفته : صورت « عما » اختصاص به ام الكتاب و عالم انسان كامل دارد و شامل دو مرتبهء وجوب و امكان و ارواح و اجسام است ؛ و آن هباى مبسوط و گستردهاى است كه محل طبيعت است ، آن طبيعتى كه پس از لوح و قلم تعيّن پذيرفته است « 1 » .
459 / 4 و آن - همانگونه كه بيان خواهد شد - شامل مثل عقلى نوعى افلاطونى و
هامش
( 1 ) - كليات عالم ارواح و اجسام هر يك دايرهاى است محيط بر جزئيات خود كه در حيطهء آن است ، و هر يك از جزئيات نيز محيط است بر مادون خود و بر اجزايى كه در حيطهء آن است ، مانند احاطهء عقل كلى بر تمام عقول و نفس كلى ، و احاطهء نفس كلى بر تمام نفوس و طبيعت كلى ، و طبيعت كلى بر جوهر هبا و جوهر هبا محيط بر عرش ( صورى ) و عرش ؛ محيط بر كرسى . . . تا آخر كه شرحش را در كتاب مدارج الفتوه فى شرح مهر النبوة دادهايم . و در اخبار امامان عليهم السلام از اين طبيعت كلى تعبير به طينت شده است كه بين ملكوت عليا و ملكوت سفلا قرار دارد و آن شامل طينت و طبيعت علّيينى - كه اختصاص به سعدا دارد - و طينت و طبيعت سجينى است كه اختصاص به اشقيا دارد . چون حكما انسان كبير را حيوانى مطيع و منقاد خداوند مىدانند كه حركات او ارادى و جبلّى و ذاتى است و براى او بدنى قائلاند كه جسم كل است و طبعى واحد كه سارى در تمام ذرارى وجود است و آن را طبيعت كلى نامند ، و نيز نفس واحد كلى كه مشتمل بر تمام نفوس خلايق است و روح كلى كه مشتمل بر تمام عقول ؛ و آن را عرش معنوى گويند كه خداى رحمان بر آن مستوى است .