تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
اشراقى - كه اعم از آنها است - مىباشد ، و نيز شامل مثل معلّقهء خيالى « 2 » ، و آن - همان‌گونه كه حضرت شيخ رضى الله عنه در فتوحات در باب معرفت زمينى كه از بقيّهء طينت آدم آفريده شده و آن را زمين حقيقت ناميده - زمين عالم مثال است كه مشتمل است بر صورت آن‌چه را كه عقل ارجاع مىدهد و روا مىدارد و يا از وقوع دورش مىدارد ، يعنى از مدلولات و دلايل نصوص و احاديث و از اخبار نبوى و آخرت ؛ و شهرهاى طلايى و ياقوتى و زمين‌هاى مشك و زعفران و غير اينها از عجايب و شگفتىهايى كه وهم و فهم به آن نخواهند رسيد ، و در آن آسمان‌ها و زمين و بهشت و جهنم و عرش و كرسى - مانند آن‌چه كه در اين جهان ما است - مىباشد . و اين‌كه تمام اين اشيائى كه در عالم ما است اگر در آن عالم باشد مانند حلقهء انگشترى است كه در بيابانى بىانتها افتاده باشد ؛ و نيز غير اين‌ها از عجايب و شگفتىها كه در آن باب ( هشتم فتوحات مكيه ) بيان شده ، و گويى كه آن به تنهايى خود يك عالم است ؛ از آن به عالم ارواح و حسّ راهى است كه از آن دو راه بدان وارد مىتوان شد ، و هر يك از آن دو ؛ داراى بخش و ناحيه‌اى از زمين آن ( عالم مثال ) اند كه در آن ( زمين ) صورتى دارند ، بلكه هر آسمان و زمين و كوهى بهره‌اى از عالم مثال دارد . 460 / 4 و مناسبت مقام ايجاب مىكند كه متعرض اثبات آن از راه عقل - براى پيوند دادن - هم‌چنان كه بارها انجام داده‌ايم ، و نيز از راه تأسيس و استحكام بخشيدن شويم ، يعنى براى اثبات اين‌كه حق ؛ وجود مطلق است - چنان كه براهين آن گذشت - زيرا صاحبان علوم نظرى در اثبات مثل - به گونهء تفصيلى چنان كه خواهد آمد - اختلاف دارند ، در حالى كه قائل بودن به مثل راهنماى به قائل بودن به وجود مطلق مىشود .
هامش
( 2 ) - بدان كه به حكم قواعد عقلى قطعى و آثار واصلهء از صاحب شريعت محمدى و ائمهء اطهار صلى الله عليه و عليهم ؛ از براى هر فرد از انواع تامّ الوجود - مانند انسان - فردى مثالى قائم به ذات در عالم برزخ و مثال مطلق موجود است و از براى هر نوع ؛ فردى مجرد عقلانى در عالم عقول ( عقول متكافئه ) موجود است ، چون نوع مجرد به حسب فطرت منحصر به فرد است ؛ پس به ازاى هر نوعى يك فرد عقلى وجود دارد ، افراد مثالى متكثراند و منشأ تكثر و ازدياد آنها جهات موجودهء در ناحيهء فاعل است ، ولى تكثر و ازدياد ماديات از ناحيهء قابل است ، اوّلى را مثل افلاطونى و دومى را مثال مطلق گويند ، فيض وجود از عالم عقل به توسط افراد مثالى و مثل معلقه به افراد مادى مىرسد ، ولى در برزخ لاحق بالفعل تجسّم و انتقال انسان به عالم برزخ ؛ لازم مثال صعودى است و بدن مثالى صعودى از مراتب وجود نفس است . اين مبحث نقل از كتاب مدارج الفتوة فى شرح مهر النبوهء مترجم بود .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 449 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )