چيزى است كه در علم مىباشد ، و نسبت عالم مثال به صورت عالمى كه مظهر اسم « ظاهر » است ؛ نسبت ذهن انسان و خيال او است به صورتش ، و روح صورت عالم از وجهى مظهر اسم « باطن » مىباشد ، پس تجسد دهنده چون در آنجا صورتى ندارد از امور معقول است و آن اسم « باطن » مىباشد ، و در آنجا نقصى نه در علم و نه در قوهاى كه قوهء مصورهء انسان رونوشتى از آن است وجود ندارد ، چون حق تعالى صاحب نيرو و قوتى استوار است ، بنابراين آنجا هيچ چيزى - جز به حسب آنچه كه مىداند - تجسّد نمىيابد ، لذا مطابقت لازم مىآيد ، و نسبت به عقول عالى و نفوس نيز كار همينگونه است .
448 / 4 اما متوسط بين نشأهء انسان عنصرى و بين روحانيت و معنايش ؛ عالم خيال مقيد است ، و صورتى كه در آن ظاهر است به حسب نسبت صاحب خيال - از دو طرف - مىباشد ، پس اگر نسبتش به عالم ارواح و آنچه كه بالاى آن است قوى گردد ؛ تخيلات و اعتقاداتش حق و درست است ، و اگر نسبتش به عالم حسّ ؛ به واسطهء غلبهء احكام صور قوى گردد ؛ تخيلاتش چه در بيدارى و چه در خواب فاسد و تباه ؛ و آرا و انديشههايش نادرست مىباشد ، از اينروى آنها را اضغاث احلام ( خوابهاى آشفته ) گويند .
449 / 4 و اين بدان جهت است كه هر كس بر خيالش صفات تقييدى و احكام انحرافات اخلاقى و مزاجى غالب باشد ، او ريشه و اصل خيال خويش را از عالم مثال ادراك نمىكند ( و از روى علم و شهود بدان اتصال نمىيابد ) هرچند اتصال غير منقطع باشد ، و هركس كه براى او در خيال مقيدش سير و مرورى حاصل آمد ؛ به طورى كه منتهى به طرفى شد كه متصل به عالم مثال مطلق است ، يعنى موفق به گذشتن از خيالش به عالم مثال شد ، وى آنچه را كه حق تعالى مىخواهد از آن عالم به او بنماياند درك مىكند ، بلكه از آنجا به عالم ارواح و سپس به پهنهء مرتبهء علم بيرون مىآيد و بر دستهاى از امور و حوادثى كه ظهورش در عالم ديگرى مقدر و پيشبينى شده است آگاهى مىيابد ، از اينروى پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : راست خواب بينندهترين شما راستگوترين شمايند .
450 / 4 و فرمود : خواب ديدن سه نوع است : خواب ديدنى از جانب خداست ، و خواب ديدنى است كه از انبار كردن شيطان ( و يا ترسانيدن و اندوهناك كردن شيطان ) و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 445
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٤٥