تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
واسطه لطافت الهى و كلى بودن و عموم جمعى احديش ، چيزى نيست كه به ظاهر و به صورتى مشخص قابل درك باشد ، با اين‌كه به حقيقت در هرچه كه به وجود مىآيد سارى است ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ
، يعنى : آيا آن‌كس كه آفريده نمىداند ، در حالى كه لطيف است ؛ يعنى به واسطهء سريانش در آن‌چه كه آفريده - بدون حلول و امتزاج و انقسام - الخبير ، و آگاه ( 14 - ملك ) يعنى آگاه به چگونگى سريان و حكم آن‌كه به واسطهء سريان و آثار آن حاصل است ، چون آن ( وجود عام ) اگرچه صورت متعيّنى كه در ظاهر ادراك گردد ندارد ؛ ولى در اثرش شكى وجود ندارد ، چون گفته شد كه نسبت « ربيّت » صورتش پنهان است و حكمش ظاهر ، پس « ربّ » را ناگزير از مربوب است ، و در اين مطلب كسى كه اهل شهود است تحقق مىيابد و آن را ادراك مىكند ، و آن در نزد ما مانند هوا است در اين‌كه صورتش ديده نمىشود و اثرش حسّ مىشود .
وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
، يعنى : مثل عالى خاص خدا است و او عزيز و حكيم است ( 60 - نحل ) 259 / 4 اگر گويى : آيا در نشأهء جامع انسانى همانند آن را - يعنى چيزهايى كه صورتش ديده نمىشود و آثارش به طور قطع ادراك مىگردد - سراغ دارى ؟ 260 / 4 گويم : اگر اين را مىخواهى نوشتهء وجودت را مطالعه كن و بخارى را كه به نام نفس رحمانى ناميده شده همانند بخارى كه در دهليزهاى قلب مخروطى شكل در جانب چپ حاصل مىشود و توسط رگهاى بزرگ و كوچك به تمام بدن پخش مىشود و پزشكان روح حيوانى گويندش و محققان حامل و ظاهر كنندهء آن مىدانندش اعتبار كن ؛ با اين‌كه داراى آثار فراوان و افعال شگفتى هست ديده نمىشود . 261 / 4 از آن جمله اين‌كه به تجويف و درون مغز مىرسد و مغز بدان آبادانى مىيابد و منبعى براى خواص قواى نفسانى آن ؛ از حسّ - با انواع ده‌گانه ( حواس ظاهرى و باطنى ) آن - و حركت - با اقشامش - مادام كه حيات براى صاحبش باقى است مىگردد . 262 / 4 از آن جمله حلولش در تجويف و درون سر است ؛ وقتى كه درونش از آن پر شد و خواب غالب گشت ، يعنى بين توجه نفسانى به عالم نفوس و روحانى به عالم ارواح و بين عالم ظاهر ؛ به طورى كه حواس ظاهرى - به واسطه بسته شدن‌شان به سبب اين پر شدن - او را
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 392 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )