دارد بازگشت به قواعدى كلى و محدود دارد كه اهل هر صنعتى آنها را ضبط كرده و آنها به واسطه كلى بودنشان نه خودشان و نه آثار جزئىشان ديده نمىشود ، و همينطور آنچه را كه ما در بيانش هستيم ؛ يعنى پر شدن خلاء متوهم نه محقق ( يعنى خلاء پندارى نه واقعى ) چون در وجود هيچ تعطيل و بيهودگى نيست و اجزاى عالم خالى از آن است ، و اين امتلاء و پرى به واسطهء نفس رحمانى كلى است كه به سبب نهايت لطافتش ديده نمىشود ، و از امثله ظهور تعيّن وجود موجودات است به كلام ( كن ) ربانى كه عبارت از توجه ايجادى نسبى است كه عين نسبت اجتماع است ، با اينكه خودش وجود يافته است .
266 / 4 و از آن جمله تعيّن هر فردى از اشخاص اجتماع حقايق كلى است كه عبارت از نسبتهاى علمى مىباشد ، و اجتماع نيز خود نسبت است .
267 / 4 و از آن جمله تعيّن هر جسمى از اجتماع هيولا و صورت نامرئى است ، اين را نيك بينديش .
268 / 4 از آن جمله عموم سرّ اين حكم و احاطه كردنش مر تمام موجودات را و به ويژه در نوشتهء نشأهء جامع خودت كه نمونهء تمام و مثال كامل اعم مىباشد .
269 / 4 سپس گوييم : گفته شد كه صورت وجود الهى از حيث ظهورش براى خودش به نام رحمان ناميده مىشود و مسماى رحمان به اعتبار انبساط و گسترشش نفس ناميده مىشود ، و نفس بخارى عام و شامل است كه نتيجهء اجتماع عام بين اسماء ذاتى اصلى و اجتماع عام جامع غيب و شهادت مىباشد ، و دو نسبت ظهور و بطون جز در مرتبهء احديت جمع و وجود كه داراى دو وجهاند نمىباشد : يكى وجه غيب آن است كه احديّت شأنش سلب اعتبارات مىباشد ، و ديگرى وجه شهادت آن است كه واحديت شأنش ثبوت اعتبارات مىباشد .
270 / 4 سپس ( گوييم : ) احديت نيز دو جهت دارد : از جهت نسبت اطلاق غيب در آن هيچ كثرتى - نه حقيقى و نه نسبى - نمىباشد ، و از جهت نسبت واحديت ؛ با داشتن وحدت حقيقى داراى كثرت نسبى است كه از سريان واحديت در آن ( احديت ) حاصل آمده است .
271 / 4 و احديت نيز داراى دو جهت است : از جهت نسبت احديت - با كثرت نسبىاش - داراى وحدت حقيقى است كه از جانب احديّت سارى است ، و از جهت نسبت كثرت - با
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٣٩٤