250 / 4 اگر گويى : چگونه وجود عام و تجلى سارى به نام مرتبه ناميده مىشود ؟ در حالى كه تجلى داراى مرتبه است نه عين مرتبه .
251 / 4 گوييم : چون آنجا غيرى نيست ؛ فرقى بين قابل و مقبول و بين تجلى ظاهر و تعين آن جز به نسبت نمىباشد ؛ و تمامى اعتبارات يك ذاتاند ، لذا بر اين تجلى وجودى كه وجودش ذاتى است صدق مىكند كه به اعتبار ذاتش وجود ناميده شود ؛ و به اعتبار ذات و مرتبهء برزخيّت جامعش « الله » و به اعتبار ظهورش براى خودش و كلّيّتش « رحمان » و به اعتبار انبساطش نفس ، و به اعتبار ماديّت ( يعنى اصل و خميرمايه بودن ) شاملش ؛ مرتبهء « عما » .
252 / 4 شيخ مؤيد الدين جندى ( در شرح فصوص ) گويد : تعيّن عبارت است از صورت متعيّن ؛ كه بدون متعيّن ( تعيّن ) وجودى ندارد ، و آن نفس رحمانى است كه خميرمايه و مادهء صور موجودات كونى است ، همچنان كه نفس انسان از قلب برانگيخته مىشود و در قلب داراى تعيّنى است كه از متعيّن امتياز و جدايى ندارد ، پس براى « الفى » كه عبارت از واحد و يا نفس انسانى و نفس رحمانى و يا وجود سارى است سه مرتبه مىباشد :
253 / 4 نخست پيش از امتدادش و آن مرتبهء اجمال و احديت و استهلاك اعداد و شمار او است ، بطورى كه اعيان آنها ( اعداد ) نه ظاهر مىشود و نه امتيازى دارد ، و آن اعتبار نفس انسانى است در غيب قلبش ، و نفس رحمانى در غيب عين تعيّن اول است و مقام : خدا بود و با او چيزى نبود ، و مقام بودن نفس در اختيار نفس كشنده و استهلاك كثرت اسمائى در احديت ذاتى ، و بدان ( اعتبار ) « الف » در نقطه مندرج است ، مانند اندراج ديگر حروف در « الف » .
254 / 4 دوم اعتبار امتداد نفس به اعيان حروف است به واسطهء ايجاد - حال تعينات آنها در مخارجشان و بازگشتشان به باطن در بازگشتگاههاى صعودشان - و بدان وجود عين « الف » از جهت امتدادش تحقق مىيابد ، يا از پائينترين مراتب به بالاترين بالاها بالا مىرود ، و آن همتاى فتحه ( زبر ) است و فتح هميشه با او است ، و يا اينكه فرو مىافتد ، و آن همتاى كسره ( زير ) است و يا اينكه جامع بين بالا رفتن و فرود آمدن است و آن همتاى ضمه ( پيش ) مىباشد . پس « الف » و « واو » و « يا » صور « الف » ذاتى وجودى نفسى - در مراتب آن -
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٣٩٠