تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
اين‌كه هر تأثير و اثربخشى موقوف بر مناسبت و ارتباط است و هيچ ارتباطى بين احديت ذاتى - از حيث دور بودنش از اعتبارات - و بين شئى مطلقا نمىباشد ، پس روشن شد كه مبدئيت حق تعالى از جهت واحديتى كه پائين مرتبهء احديت است درست مىشود و آن سرچشمه و اصل صفات و اسمائى است كه داراى كثرت نسبى لاحق‌اند كه عبارت از احكام وجوب فاعليت و احكام امكان قابليت مىباشد . 239 / 4 بدان كه اوّلين مفاتيح - پس از جمع احدى - اسماء ذاتىاند كه آنها را جز خودش كسى نمىداند ، و اين از بزرگترين اسرار الهى است كه آشكار كردن آن حرام و ممنوع مىباشد ، و اصول اسماء الوهى كه عبارت از حيات و علم و اراده و قدرت‌اند مانند سايه‌ها و سدنه و پرده‌داران اسماء ذاتىاند ، و اسماء ذاتى داراى غيب حقيقىاند كه ذاتا ( آن غيب ) سارى ( در اسماء ) است ، و اما مفاتيحى كه اختصاص به غيب اضافى دارند آنهايىاند كه حق تعالى از آنها تعبير به فطر و فتق و فلق و زرع و خلق و جعل و اخراج ( كه همگى قريب المعنىاند ) نمود ، اين سخن او ( جندى ) بود و فرق‌هاى اينها « 1 » در كتاب فكوك دانسته مىشود . 240 / 4 اگر گويى : چگونه حضرت شيخ قدس سره پيش از اين اسماء ذاتى را به حيات - از آن جهت كه حيات است - و به علم - از آن جهت كه علم است - و غير اين دو مثل زده و اين‌گونه شناسانده كه اينها به متقابلات نسبت عام دارند و اينجا گفته شده كه اينها از اسرارى است كه آشكار كردن آن حرام و ممنوع مىباشد ؟ 241 / 4 گويم : آنها اسماء ذات‌اند و اينها اسماء ذاتى ، و اگر يكى از آنها اطلاق بر ديگرى مىشود به واسطهء نوعى اعتبار است ، چون اسرار ؛ حقايق گفته شده‌ها است كه متّحد در تعيّن اوّل‌اند و آنها را جز محمديون نمىدانند . 242 / 4 و اما سوّم اين‌كه : موجودات كلمات حق‌اند ؛ به واسطهء ظهورشان به كلام الهى كه تعبير از آن به « كن - باش » - براى هرچه كه ارادهء پديد آمدنش هست - شده ، و كلامى كه عبارت از تكوين است عين اجتماع مخصوص اسمائى است ، و اجتماع امرى زايد بر اسماء جمع
هامش
( 1 ) - يعنى فرق بين اسماء مذكور از فطر و فتق و فلق و زرع . . . تا آخرش . م