تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
مىباشد ، و باطن آن درياى تجلى دوم است كه از آن درياهاى هفت‌گانه پديد مىآيد و از آنها رودها و جويهاى بىپايان به وجود مىآيد ، اينها كلمات آنها ( اسماء ذاتى ) اند كه تعينات فرود آمدهء آنها مىباشند ، پايان سخن او ( فرغانى ) . 230 / 4 سپس گوييم : اسم « الرحمن » - يعنى صورت وجود الهى از حيث ظهورش براى خودش - نورش انبساط و گسترش مىيابد ، چون نوريّت حالت خاصى است كه لازم وجود است ، ( و اين انبساط نور ) بر ممكنات معلوم - يعنى ماهيات ممكنى - انبساطى واقعى در خلاء دارد ، چون هيچ ملائى و بلكه هيچ موجودى از ممكنات پيش از انبساط آن ( اسم الرحمن ) وجود ندارد و ممكنات به واسطهء آن ظاهر مىشوند ، لذا تعيّن مىيابد و به حسب ممكنات - با وحدت حقيقى ذاتيش - تعدّد مىپذيرد ، براى اين‌كه هرچه ذاتى است زايل شدنى نيست و متعدد در واقع اعتبارات و نسبت‌هاى تعيّنى آنند ، از اين‌روى گفتيم كه تجلى احدى سارى و وجود حق - با قبولش مر احكام مظاهر متعين را و توصيفش به آنها - در ذات خود غير متعين است ، يعنى به واسطهء نسبت‌ها ( ى مظاهر ) متعيّن و متعدد است ؛ نه در ذات خودش . 231 / 4 حضرت شيخ قدس سره در تفسير گويد : امداد و تجليات حق تعالى كه در هر نفس به عالم مىرسد ؛ جز از يك تجلى نيست كه به حسب مراتب قوابل براى آن ( عالم ) ظاهر مىگردد ، و استعدادهاى آنها تعيّناتى هستند كه از اين جهت تعدّد و صفات مختلفى بدان ( عالم ) الحاق مىگردد ، نه اين‌كه امر در ذات خود متعدد است و يا ورودش متجدد و نو شونده ، بلكه تقدم و تأخر - مانند تعدد و تغيّر - از حالات ممكنات است ، و اين تجلى احدى غير از نور وجودى نيست و پيش از وجود و پس از آن - غير اين - از جانب حق تعالى به ممكنات چيزى نمىرسد ، و غير اين ؛ تمامى احكام ممكنات‌اند ، و چون وجود براى غير حق تعالى ذاتى نيست ، لذا عالم در بقاى خودش نيازمند به اين امداد وجودى احدى - بدون فاصله - مىباشد ، چون اگر به مقدار يك چشم بر هم زدنى قطع و بريده شود ؛ عالم يك دفعه و يك جا نابود مىشود ، زيرا حكم عدمى لازم عالم است و وجود از جانب موجد و پديد آورنده‌اش عارض آن است . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره . 232 / 4 اين صورت وجودى به اعتبار اين انبساط همان‌گونه كه وجود عام و تجلى