باشد چگونه نفس را نسبت به خودش داد ؟
221 / 4 گويم : ( جايز است نسبت مسما به خودش ) همانگونه كه مسمّا به اسم خودش نسبت داده مىشود ، چنان كه گفتهاند : حقيقت انسانى و وجود الهى ، و چون اين صورت ( وجودى ) عين تجلى سارى است ؛ عين تجلى كننده نمىباشد ، بنابراين تجلى كننده مسمّاى « الله » است و مرتبهء تجلى عبارت از حقيقت الحقايق است كه همان مرتبهء احديت جمع - يعنى تعيّن جامع كه قابل و پذيراى تجلى فاعل است - مىباشد ، پس آن در ظاهر ؛ مرتبهء تجلى جمعى الهى است و در مقام تحقيق و ثبوت رتبهء انسانى كمالى الهى است . يعنى جامع حقايق الهى و كونى ، چون برزخ و واسطهء بين غيب حق و شهادت او است .
222 / 4 پس فرق بين دو اسم جامع اينكه : اسم « رحمن » اسم وجود جامع است از حيث ظهورش براى خود ، و اسم جلاله ( الله اسمى است ) براى حقيقت جامع وجودى ؛ با مرتبهء تعيّنى كه جامع تمامى تعينات است ، و اين از بيان حضرت شيخ قدس سره در اينجا روشن مىشود كه گفته : الوهيت در مرتبهء احديت جمع مندرج است ، با بيانى كه پيش از اين داشته و گفته : الوهيت پائينتر از آن است .
223 / 4 پس دو گفتار ؛ به اعتبار دو جهت احديت اين مرتبه بود كه تحقيقش گذشت ، و كامل گاهى به اعتبار جهت احديت مرتبه و اسماء ذاتى كه آن را شامل است مىگويد :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ
، يعنى : مائيم كه قرآن را فرو فرستاديم ( 9 - حجر ) و :
نَحْنُ قَسَمْنا
، يعنى : مائيم كه قسمت مىكنيم ( 32 - زخرف ) و ديگرى به اعتبار جهت و احديت و كثرت حقايق كونى و وجوديش است كه مىگويد :
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
، يعنى : ترا مىپرستيم و از تو يارى مىجوئيم ( 5 - فاتحه ) و :
اهْدِنَا
، يعنى : ما را هدايت كن ( 6 - فاتحه ) لذا به واسطهء جمعيت اين دو اسم كه نسبت به ديگر اسماء ؛ دو اسم اصلىاند ؛ هر توجه كننده و رو آورندهاى به اين دو متوجه شده و روى مىآورد ، يعنى دعاى هر دعا كننده و ذكر هر ذكر گويندهاى - به هر اسمى كه مىخواهد باشد - .
224 / 4 ازاين جهت فخر الاسلام در اصولش گويد : هر ذكرى دعايى است ، و خداوند اشاره به اين مطلب كرده و فرموده :
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ