تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
( 1 - فاتحه ) و :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ
، يعنى : « رب » شما همان « الله » است ( 54 - اعراف ) و ( عام ) اسم « الرحمن » است ؛ فقط به واسطهء عموم تعلقش از جهت وجود ، چنان‌كه خداوند مىفرمايد :
إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ
، يعنى : « رب » شما همان « رحمان » است ( 90 - طه ) . 227 / 4 و خاص همان است كه گفتيم ؛ يعنى آن‌چه كه وجودش از مرتبهء اسمى كه « رب » خاص او است تعيّن پذيرفته است ، از اين‌روى آبشخور وجود كاملان - از انبيا و رسولان و اوليا - از درياى تجلى دوم است كه حقيقت هريك از آنها مشتمل بر حقايق همه است ولى با اثرى پنهان از حكم امتياز و اختصاص آن ، پس تجلى دوم از حيث اين اثر « رب » او است ، و از كاملان هركس كه از جهت حيطه و ذوق نزديك باشد منبع وجود مضاف به او ؛ از عين ( چشمه ) اين اصول است - ولى از حيث احكام كثرت آن - با اثرى پنهان از حكم حيطه - برعكس اول - لذا اين اسم « رب » او مىباشد . 228 / 4 و اما كسى كه پائين‌تر از اين طبقه است آبشخور وجودش از درياهاى اين اصول و يا رودها و يا جويها و يا آبراهه‌ها و يا آبگيرها و يا خمچه‌ها و يا كوزه‌ها و تا قطره‌هاى بىپايان مىباشد ، لذا تعيّن‌شان در آغاز و بازگشت‌شان در انجام به حسب استعداد است . 229 / 4 و اما پيغمبر ما محمد - صلى الله عليه و آله - داراى آبشخورى اعلا مىباشد كه عبارت از تجلى اول است ؛ و آن نور او است در اول و « رب » او است در ثانى ، و آن اصل تمام اسماء و تعينات علمى و وجودى و منتهاى آنها است ، چنان‌كه خداوند مىفرمايد :
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
، يعنى : منتهى به سوى ربّ تو است ( 42 - نجم ) و فرموده :
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
، يعنى : بگو اگر دريا مركب كلمات ( آفرينش ) رب من باشد پيش از آن‌كه كلمات ( آفرينش ) ربّ من تمامى پذيرد دريا تمام شود - اگرچه همانند آن را به كمك آوريم ( 109 - كهف ) براى اين‌كه « رب » او تجلى اولى است كه به نام « هو » و باطن اسم « الله » و منتهاى تمام تعينات است و تمام كارها به سوى او باز مىگردد ، و كلمات او اسماء ذاتى است كه به نام مفاتيح غيب ناميده مىشود و آنها اصول اسماء هفت‌گانه ائمه ؛ و حقيقت دريائى است كه هرچه غير آن است فناپذير