درجات گروهى است در بهشت - به واسطهء رازى كه عنايت ناميده شده - كه نه به سبب عملى بوده كه انجام دادهاند و نه به واسطهء خيرى كه پيش فرستاده باشند « 1 » ، و اين در كتاب و سنت هم آمده است .
211 / 4 و اما رحمت صفاتى رحمتى است كه فايض از ذاتى بوده و از آن ريزش مىكند ؛ ولى به واسطهء قيدهايى كه از آن جمله نوشتن است ، چنانكه خداوند مىفرمايد :
كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
، يعنى : پروردگار شما بر خويش رحمت را نوشته است ( 54 - انعام ) و آن مقيد به شرطهايى از اعمال و احوال است ، و رحمتى كه مورد نظر ابليس است رحمت امتنانى است كه موقوف بر شرط و يا قيد حكمى و زمانى نيست ، حكمى عبارت است از قيد قضا و قدر ؛ كه اولين مظاهر آن دو در موجودات قلم و لوح است ، و زمانى ، تا روز جزا و رستاخيز است و تا آسمانها و زمين برقرار است در آن مخلد و جاودانند .
212 / 4 اگر گويى : قبول وجود چگونه ممكن است از جانب بندگان عبادت باشد ، در حالى كه آنان را در آن حال ؛ وجودى نبوده است ؟
213 / 4 گويم : حضرت شيخ قدس سره گفته : قبول از جانب آنان مر وجود او را در حالت ايجاد ؛ معونت و يارى كردنى است مر توانايى و اقتدار او تعالى را ، چون اگر مناسبت ذاتى غيبى ازلى كه كاملان مقرب آن را مشاهده مىكنند نبود ؛ ارتباط بين « رب » و مربوب درست نمىشد ، و پيش از اين گفته شد كه : اثربخش اثرى را نمىبخشد مگر در آنچه كه از جهتى با آن مناسبت داشته باشد ، پس ايجاد خدمت و عبادت از جانب خلق است به صورت احسان و نيكى از جانب حق ، و عبادت عبارت است از ايجاد صور اعمال از جانب خلق و زنده كردن نشآت و عوالم عبادات از جانب حق ؛ تا آنچه كه بدان ظاهر شده - يعنى كمالى كه پيش از اين ظاهر نبوده - به او باز گردد ، مانند ظهورش پس از ايجاد ، و پيش از اين گفته شد كه از اين استكمالى لازم نمىآيد ، براى اينكه اين كمال - از جهت مظاهر - مقتضى ذاتش است ، و كار در طرف ديگر - يعنى كمال اسمائى - هم همينطور است ، زيرا اگر ظهور آثار اسماء
هامش
( 1 ) - از اين جهت از راه كشف ثابت شده كه بهشتىها هم سهاند : بهشت اعمال و بهشت ميراث و بهشت اختصاص ، كه همگى گفته شد .