تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
نيست مشترك‌اند و اختلاف به واسطهء صور است . 174 / 4 پنجم اين‌كه باز در تفسير گفته : آن‌چه كه به نام حدود ذاتى ناميده شده ؛ آن براى صور و اشكال ذاتى است نه براى صاحب صورت و شكل ، پس متعلق اين معرفت نسبت‌ها هستند نه حقايق ، و اجزاى حدّ هر چيز بسيطى اجزاى حقيقت آن نمىباشد ؛ بلكه فقط اجزاى حدّ آن مىباشند ، و آن چيزى است كه عقل در مرتبهء ذهن فرضش كرده ؛ اما در ذاتش غير معلوم است . 175 / 4 اين بيان او است و از اين سخن جايز بودن محدود كردن بسيط فهميده مىشود ، و اگر حد تركيب داشته باشد اقتضاى تركيب داشتن محدود را نمىكند ، و عكس نقيض آن اين گونه است : بساطت محدود اقتضاى بساطت حد را - بر خلاف آن‌چه كه اهل نظر در مطالب سه‌گانه مىگويند - نمىكند ، و چنان كه روشن است حق با ما است ، براى اين‌كه هيچ ملازمه‌اى بين اجزاى ذهنى و خارجى نيست . 176 / 4 سپس گوييم : تركيبات در تمام مراتب پنج‌گانه كه مجالى تعينات‌اند و در تمام مقامات كلى ، بىنهايت است . و در تفسير گفته : تركيبات جزئى از حروف الهى و انسانى نامتناهى و بىپايان است و اصول و كليات آنها متناهى است ، پس نتايج آنها - يعنى صور و كلمات و احكام لازم آنها - نهايتى ندارند ؛ اگرچه بازگشت به اصول محدوده - مانند اسماء ذاتى كه مفاتيح‌اند و كليات آنها عبارت از مراتب پنج‌گانه‌اند - و ( بازگشت ) به اصول متناهى - مانند اصول هفت‌گانهء اسماء الوهى كه پرده‌داران و سدنهء اسماء ذاتى و سايه‌هاى آنهايند - دارند . 177 / 4 خلاصهء سخن اين‌كه : امرى كه ظهور تجلى ذاتى احدى در صور تعينات بر آن مىگردد ؛ يا اجتماع شمارى چند از معانى است كه در تركيب معنوى بوده و يا اجتماع اجزاى جسمانى است كه در تركيب مادى مىباشد و يا حقايق و قوايى روحانى نورانى و يا مثالى است كه شباهت به مادى دارد ، هر كدام از اينها به گونه‌اى خاص‌اند كه پيش از اين نبودند ؛ تا آن‌كه ظهور به واسطهء حدوث و پديد آمدن تركيب حادث شود . 178 / 4 اگر گويى : سخن حضرت شيخ قدس سره در كتاب مفتاح و تفسير پيش از اين اشعار به اين نداشت كه هر تركيبى را عدمى پيشين است ، و اين‌كه هر تركيب حادثى مسبوق به عدم است ، خواه درباره‌اش گفته شده باشد كه سبق و پيش بودن زمانى است ، و زمان به