هر تركيبى داراى صورتى است كه عبارت از ميوه و نتيجهء اين تركيب مىباشد ، و اين صورت داراى حكم لازمى است كه بدان تنها و يگانه است ؛ و اگرچه با غير خودش در برخى از احكام كه عبارت از نسبتهاى مطلق حكم است اشتراك دارد ، زيرا هر صورتى داراى خصوصيتى از فصل و ويژگى و تشخص ؛ و عموميّتى از جنس و عرض عام و امور سلبى مىباشد ؛ تا به حدى كه گفتهاند : اشتراك دو بسيط ؛ در عارض ثبوتى - مانند مطلق ظهور - و يا سلبى - كه غير از آن دو را از آن دو سلب مىكند - نيز جايز است .
165 / 4 در اينجا قواعدى حقانى دانسته مىشود :
166 / 4 نخست اينكه موجودات تعينات شئون حق سبحاناند و حقايق اسماء و اعيان عين شئون اويند كه از او هيچ امتيازى - جز به واسطهء تعيّن آنها از او - ندارند ، و او خودش غير متعين مىباشد ، و وجود عينى كه منسوب به او است عبارت است از تلبّس و آميزش شئون او به وجودش ؛ و معقول بودن نسبت ؛ كه جامع احكام كثرت از حيث وحدت آن است عبارت از حقيقت عالم است ، همچنان كه تعيّن حق تعالى از حيث آن ( كثرت ) وجود عالم است ، پس حق تعالى از حيث هر موجودى تعين دارد .
167 / 4 دوم اينكه عالم از حيث تعين سه قسم است :
168 / 4 آنچه كه جهت وحدت و بطون - مانند ارواح - بر آن غلبه دارد ، و آنچه كه طرف كثرت و ظاهر - مانند اجسام مركب - بر آن غلبه دارد ، و آنچه كه ميان اين دو مىباشد ، و اين خود سه قسم است : قسمى است كه حكم روحانيت و مجمل ظهور - مانند عرش و كرسى - بر آن غلبه دارد ، و يا نسبت جمع براى كمال ظهور تفصيلى - مانند مولدات - بر آن غلبه دارد ، و يا وسط و ميانى است كه شامل بر درجات است - مانند آسمانهاى هفتگانه و يا اركان و عناصر چهارگانه - و همگى در تفسير بيان شده و پيش از اين هم نقل شد ، اين تكرار فقط براى تذكار بود .
169 / 4 اگر گويى : چرا در اين قسم عالم مثال را بيان نداشت ؟
170 / 4 گويم : گويا همان است كه حضرت شيخ قدس سره در فكوك گفته : متعيّن بين دو طرف وجود و عدم عبارت از حقيقت عالم مثال مىباشد ؛ و آن وجود عالم است كه ظاهريت
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٣٦٥