دلالت بر احاطه و شمول علم كاملان نسبت به هر چيزى دارد .
135 / 4 گويم - خدا دانا است - : اين شمول و احاطه به حسب مقام احديت جمع است كه به جهت واحديت آن فراگير مقام و مرتبهء علمى هم هست - نه به حسب كنه و حقيقت غيب اطلاقى - گويا مرادش از شمول ؛ شمول نسبى است نسبت به حال غير آنان ، و گرنه باز در تفسير در بيان راز حيرت كاملان گفته : چون احاطهء به حق امكان ندارد ؛ نهايت حكم هر حاكمى در آن به حسب خودش است نه به حسب حق تعالى - از آن جهت كه براى خودش است - و آن چه كه از جانب او هنوز تعيّن نيافته ، بزرگتر و برتر است از آنچه كه نزد حاكم تعيّن يافته ، چون نسبت مطلق به مقيد نسبت نامتناهى است به متناهى ، بلكه اصلا هيچ نسبتى بين آنچه كه در مدارك ما از او تعالى تعين يافته و بين آنچه كه او - از سعت و فراخى و اطلاق و عظمت و بزرگى - بر آن است نمىباشد ، كاملترين خلايق - صلى الله عليه و آله چون از ديدن او مر پروردگارش را مورد سئوال قرار گرفت - فرمود : نور انّى اراه ؟ يعنى : نور است چگونه ببينمش ؟
و باز فرموده : ما ستايش ترا برنتوانم شمرد و هرچه در وجود تو است به آن نتوان رسيد ، و خداوند بر اين معنى آگاهى داده و فرموده :
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
، يعنى : خداوند شما را از خودش برحذر مىدارد ( 28 - آل عمران ) و :
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
، يعنى : به شما جز اندكى علم داده نشده ( 85 - اسراء ) پس گمانت به آنچه كه قابل دانسته شدن نيست چه مىباشد ؟ و عيسى عليه السلام گفت :
وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
، يعنى : و من آنچه را در علم تو است نمىدانم ( 116 - مائده ) در حالى كه او روح الله و از مقربان است - همچنان كه خداوند خبر داده - و به واسطهء نسبت روحش به او ؛ نزديكترين چيز به او است ( پايان سخن حضرت شيخ قدس سره در تفسير )
136 / 4 از اين روى مردمان از انديشه و تفكر در ذات الهى نهى و بازداشته شدهاند ، و پيش از اين بيان حضرت شيخ قدس سره گذشت كه گفت : از كنه حقيقت پروردگارت سئوال مكن . . . تا آنجا كه گفت : بعد از شب ديگر بوى خوش گياه عرار نمىباشد ، اين مطلب تفسير بود .
137 / 4 اما آنچه كه از نفحات مفهوم مىشود اين است كه فرق به واسطهء خود احاطه و عدم آن در غير كاملان است ، اما در كاملان ؛ فرق به واسطهء دوام احاطه و به سبب تقدم و كمال