تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
يك‌باره نيست ؛ بلكه آهسته و خرده خرده و تدريجى مىباشد ، براى اين‌كه وجود الهى و حكم جمعى ذاتى در هر عين و مرتبه داراى تجلّى خاصّى و نيز داراى رازى مىباشد كه معرفت آن - جز پس از وقوع - ممكن نيست ؛ و معرفت آن حال عين ثابت او - پيش از رنگ‌پذيريش به نور وجود و بدون حصول اجتماع توجّهى اسمائى و قبول كونى بالفعل و ادراك آن ظاهرا - كافى نمىباشد . 132 / 4 و آن‌چه سخن ما را يارى و تأييد مىكند مطلبى است كه پيش از اين از نفحات نقل كرديم كه : جمعيت حادث ؛ تعيّن تجلىاى از مطلق غيب ذات را به حسب خود موجب مىشود ، تعيّنى كه در مراتب اسماء و صفات هيچ تعينى بر آن پيشى نگرفته است ، نه به اين جمعيت تعلق گرفته و نه به آن‌چه كه علم اين آن را در پى دارد ؛ البته اگر امكان احاطهء علم به آن‌چه كه هر يك از اعتبارات و اعيان ثابته آن را چه جمع و چه تك اقتضا دارد باشد ؛ يعنى از آثار و لوازمى كه بدان تا بىنهايت آميزش مىيابد ؛ و اين محال است ، چون از جمله امورى كه بر آنها به جمعيت حكم مىشود وجود مطلق است كه به تنهايى تعينى ندارد ؛ يعنى تعينى كه امكان معرفت و يا شهود و يا صفاتى كه غيب عين او بر آن اشتمال و احاطه دارد باشد ؛ و هر جمعيتى اين‌گونه است . 133 / 4 توضيح اين سخن بيانى است كه از شرح فرغانى ( بر قصيده ) نقل كرديم كه : بسا در مرتبهء غيبى امورى هست كه هنوز تعين نيافته است ، نه در مقام علم ( و يا قلم ) و نه در مقام لوح ، اين امور جز پس از وقوعشان در خارج دانسته نمىشود . 134 / 4 اگر گويى : حضرت شيخ قدس سره در اواخر تفسير - در مقام بيان راز حيرت متوسطان - گويد : بزرگان نسبت به تجلى ذاتى و حكم مقام احديت جمع داراى جمع و احاطه‌اند ، نه به ذوقى مقيد مىشوند و نه به اعتقاد شده‌اى ، ذوق هر صاحب ذوقى و اعتقاد هر صاحب اعتقادى را مقرّر و ثابت مىدارند و جهت درست و خطاى نسبى را در همه مىشناسند ، اين از جهت تجلى ذاتى است كه عين هر اعتقاد شده و ظاهر به حكم هر صاحب استعدادى مىباشد ، پس حكم علم و شهود آنان در هر حال و مقامى جارى مىشود و ايشان صاحب اصل امر مشترك بين مردمان مىباشند ( پايان سخن حضرت شيخ قدس سره ) اين