121 / 4 و ديگر آنچه كه حضرت شيخ قدس سره در نفحات گفته : توقف از جانب مرتبهء الهيت بر قابليت كه حاصل به واسطهء جمعيت است شرطى مىباشد و از جانب كونى بر آن ( مرتبهء الهيت ) علّى ( علتدار ) و موجدى است .
122 / 4 و ديگر اينكه طلب از جانب مرتبهء الهيت براى فعل و تأثير و اثربخشى است و از جانب كونى براى قبول و تأثير و اثرپذيرى است .
اصل سوم در نسبت آنچه كه بين حقيقت جامع اصلى و حقايق مندرج فرعى مىباشد
123 / 4 چون حقايق عينى صور نسبتهاى علمىاند ؛ و تعيّن اسماء الهى به حسب تعين حقايق كونى مىباشد ؛ خواه هر دو كلى باشند و يا آنكه جزئى ؛ اسماء جزئى مندرج در مرتبهء جمع ؛ به حسب حقايق داخل در آن مىباشند ، پس اگر هر يك از اين حقايق - از حيث احديتشان نه از حيث جمعيتشان - اعتبار شوند ؛ حقيقتى غيبى هستند مشتمل بر حقايق آنها ( اسماء ) و ذات به اعتبار آنها به اسمى ذاتى از نامهاى آنها ناميده مىشود ، ولى نه عين آنها است و نه محمول بر آنها ، چون مشمول ( فراگرفته شده ) عين شامل ( فراگير ) نمىباشد ؛ و گرنه يكى از دو مشمول عين ديگرى بود ، زيرا عين عين ؛ عين شئى است .
124 / 4 ولى اگر از جهت اضافهء نسبت جامع به آنچه كه بعد از آن ( در مرتبه ) از اسماء ذاتى مجموع در علم - نه در خارج - هست اعتبار شود ؛ يعنى نسبت به حقايق غيبى داخل در مرتبهء علمى ؛ نه نسبت به اعيان وجودى خارجى ( اعتبار شود ) به نام مقام هويت و مقام ذات و امثال اينها ناميده مىشود ، چون دلالت دارد كه اعتبارات اسمائى نسبت به آن ( ذات ) عين آنند و نسبتها در آن اعتبار شدهاند ، پس معرفت آن عين معرفت اين ( خارج ) است ، و ما گفتيم : نه در خارج ، چون اعيان خارجى صورت حقايقاند نه نفس حقايق ، تا چه رسد كه نفس ( عين ) حقيقت جامع باشند ، و در اينجا قواعدى چند است :
125 / 4 نخست اينكه : كلى داراى جزئى - از آن جهت كه جزئى است - مىباشد و