( تعيّنات شئون ) تنوع و گوناگونى مىيابد نهايت نيست ، و حق تابع مجلا ( جلوهگاه ) و صفت و مرتبهء خود است ، پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
921 / 3 و نزديك به اين « 1 » آن چيزى است كه در ديباچهء كشاف گفته و آن اينكه : اين چيزى كه در آن مراتب علما با هم تباين يافت و كميت حكما در آن لنگ شد ؛ تا به جايى كه كار به وهم دور از هم منتهى شد و تا آنجا بالا رفت كه هزار به يك شمرده شد ، آنها لطايف علوم و صنايع و دقايق آن دو ( علوم و صنايع ) مىباشد ؛ نه متن و حقايق آنها ، چون اقدام صنعتكاران در آن همگراى است و طبقات علما نزديك به هم .
922 / 3 سپس در دنبالهء بحث دو ارتباط كه پيش از اين بيان شد گوييم : حق را ارتباط به عالم است و عالم را ارتباط به حق ، و ارتباط عالم به حق از جهت كثرت امكانى آن است و اين خود از دو جهت است : جهت سلسله و زنجيرهء ترتيب و وسايطى كه آنها منشاء و اصل جهات كثرت و امكاناند ، و ( ديگر ) جهت وحدت و وجوب است كه آن وجه خاص هر موجود به موجد و پديد آورندهاش است كه هيچ شئى ممكنى در آن ( وجه خاص ) واسطه نيست ، و اين جهت از حيث احكام در بيشتر از موجودات - به واسطهء غلبهء جهت ديگرى - مستهلك است ، مگر آن كس كه از جانب حق متعال به واسطهء تعيّن نقطهء حقيقتش به قرب نقطهء وسطى الهى اعتدالى كه جامع بين اعتدالات معنوى و روحانى و مثالى و حسى است يارى و تأييد شده باشد - تعيّنى بدون جعل - بلكه به حكم : پذيرفت هر كه را پذيرفت - بدون علتى - و وازد هر كه را وازد - بدون علتى - و به زودى شرح حال او به طور پراكنده - اگر خدا بخواهد - بيان خواهد شد .
هامش
( 1 ) - چنين به دست مىآيد كه تفاوت و تفاضل در دقائق علوم و محاسن نكتهها و لطايف معانى كه عبارت از وجوه و نسبتهايند مىباشد ، نه در اصل طبيعت علم و صنعتى كه ملاك وحدت است .