تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
امتيازى نسبى است ، براى اين كه علم ؛ به اعتبار ذات حق سبحان - همانند خود او - احدى و يگانه است و كثرتش نسبت به متعلقات مىباشد . 853 / 3 پس گوييم : شهود حق تعالى در ذاتش تمامى حقايق و لوازم آنها را - با واسطه و غير واسطه - است تا منتهى شود به اسماء افعال و صور اعيان وجودى ؛ يعنى تعيّناتى كه از اقتران وجودى حاصل شده است ؛ و نيز آن‌چه اين حقايق و لوازم از تداخل احكام اسماء صفات و افعال تناسب و تباين - با اختلاف انواع‌شان - در پى دارند ، و اين كه از چه جهتى ارتباطها محدود و منحصر مىشود و در چند امر منحصر مىگردد و از چه جهتى شهود ذاتى علمى - يعنى شهود درخت و ميوه‌هاى آن و آن‌چه ( از لوازم و برگ و شاخ ) در پى دارد در يك دانه و هسته - منحصر نمىگردد ، يعنى شهود ذاتى علمى كه با كاشتن آن ؛ همگى حاصل مىشود ، البته براى كسى كه توانايى بر كشف و غير آن دارد كه اين را نه در عين خارجى و نه در صورت مرتبهء علمى به تفصيل مىبيند . 854 / 3 و اما شهود خداوند سبحان مر موجودات را در صورى كه از او متميّز و جدايند ؛ شهودى است كه فقط تعلق به تعيّنات آنها داشته و يا تميّزى است كه به واسطهء تعيّن آنها و يا به سبب تعيّن حق تعالى به آنها حاصل آمده است ، يعنى نه اين كه شهود و يا امتياز كردن به واسطهء امرى بوده كه بين آن و بين حق هيچ واسطه‌اى نبوده ؛ مانند قلم اعلا - البته آن گونه كه اهل نظر مىپندارند - براى اين كه نسبتى كه بين حق و هر موجود متعيّنى كه از آن نسبت به « قرب وريدى - از رگ گردن نزديكتر » و « معيت ذاتى » تعبير مىشود نسبت مطلق و تعيّن وارد بر او است ، و هيچ واسطه‌اى در اين نسبت كه محققان وجه خاص مىنامندش نمىباشد ؛ و چون اين را اهل نظر نيافتند پنداشتند كه علم حق تعالى به تعيّنات جزئى وجودى بر وجه كلّى است ، چون آن به واسطهء عقل اول است كه تمام صور اشياء در او مرتسم است - ولى به وجهى كلّى - . 855 / 3 و حقيقت آن است كه واسطه همان وجود عامى است كه آن - در وجود - غير ذات حق نيست ؛ ولى در اعتبار كردن براى « الاه » . سپس ( گوييم : ) اين واسطه در صدور كثرت است نه در شهود آن ، پس وقتى گفتيم : فقط به سبب تعيّن حق تعالى ، پرهيز از آن چيزى است
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 304 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )