مقام چهارم در اقسام شهود حق سبحان به حسب انقسام تعيّنات اسمى او
849 / 3 چون تعيّنات وجودى - خواه روحانى باشد و يا مثالى و يا خيالى و يا حسّى - صور تعيّنات علمى و احكام آنها مىباشند كه به حسب اختلاف مراتب آنها اختلاف پيدا كرده است ، و چون تعيّنات علمى صور جمعيت نسبتهاى صفاتى و احكام آنها هستند ؛ ظهور احكام اسماء افعال از اجتماع احكام اسماء صفات مىباشد .
850 / 3 و چون احكام اجتماع اسماء صفات - يعنى حقايق علمى كه در واقع شئون حقاند - حاصل از اجتماع توجهات ( اسماء ) ذاتى است كه همان مفاتيح نخستين و سدنه و پردهداران آنها مىباشند ؛ و اين در نكاح اوّلين است كه در شمار نكاحها - از وجهى غير وجه ديگر - آمده ؛ لذا ظهور اسماء صفات از اجتماع احكام اسماء ذات مىباشد ، و همينطور ظهور حكم اسماء افعال ، چون حاصل از حاصل چيزى ؛ حاصل از آن است .
851 / 3 و چون اين را دانستى گوييم : شهود حق سبحان و رؤيتش مر اين مفصل - يعنى فقط تعيّنات اسمى - را سه قسم است : يا شهود مفصل است مر مجمل را در احديت ، و آن شهود علمى ذاتى است كه گفتيم خداوند تمام اشياء را از عين علم خودش به ذات خويش مىداند . و يا شهود مفصل است به گونهء مفصل ، و اين يا به واسطهء تفصيل وجودى - يعنى شهود عيانى وجودى - است و يا به واسطهء تفصيل علمى - يعنى شهود حقايقى كه در مرتبهء علمى هستند از حيث قابليتشان در مرتبهء امكان - و شهودش يا در ذات خودش است و يا در آنچه كه از او در وجود - به واسطهء تعيّنش - امتياز دارد ، و يا در آنچه كه فقط در علم از او امتياز دارد .
852 / 3 و فرق بين امتياز وجودى و علمى از چند جهت است : از جمله اين كه در امتياز وجودى شهود متميّز مر خودش و امثال خودش را از متميزات ؛ درست و جايز است ، ولى در امتياز علمى - جز شهود عالم - جايز نيست ، لذا گوييم : آنها به ذات خودشان معدوماند و موجب كثرت وجودى در ذات نيستند ، و يا گوييم : شهود مفصل يا از تمام جهت در وحدت است و يا از تمام جهات در كثرت است - بدون وجهى غير وجه ديگر - و آن كثرت علمى