845 / 3 و اما صورتش ؛ عبارت از صورت كامل همان عصر است ، و علم او بر ديگر از امتها حرام است ، چون حقيقت انسانيت تاكنون در صورتى كاملتر از صورت او ظاهر نگرديده است ، بلكه ظهور آن ( صورت ) فقط به حسب قابليت كامل آن عصر مىباشد ، و چون معنى اسم اعظم و صورت آن به وجود رسول صلى الله عليه و آله ايجاد و وجود يافت ، خداوند علم به او را - از جهت بزرگداشت او - مباح و جايز كرده است .
846 / 3 و اما صورت لفظى آن ( اسم اعظم ) تركيب يافتهء از اسماء و حروفى خاص و به گونهاى كه ويژهء آن است مىباشد ، و آن را هر كس كه خداوند بدون واسطه آموختش مىداند ؛ يا از راه خواب و يا كشف و يا تجلى و يا به واسطهء مظهر كاملش . و در آن اختلاف كردهاند و درستش اين است كه خداوند علم آن را بر بيشتر از اين امت پنهان كرده است ، چون در اين امر حكمتها و مصالحى است و كاملان را اجازه نداده است كه آن را معرفى كنند ؛ جز بعضى از نامها و حروف آنكه اشتمال بر تركيب خاص آن اسم دارد و نتيجهاش هم انواع تسخيرات و تأثيرات از دادن دولت و ثروت و گرفتن و ميراندن و زنده كردن و غير اينها مىباشد .
847 / 3 و از نامهاى اين اسم « هو الله المحيط و القدير و الحى و القيوم » است و از حروفش « ا د ذ ر ز و » است كه شيخ اكبر - كه خداوند از وى خشنود باد - در سئوال حكيم ترمذى بيان داشته است .
848 / 3 و ( جندى ) در جاى ديگر گويد : « الف » عبارت است از نفس رحمانى كه عبارت از وجود منبسط است ، و « دال » عبارت از حقيقت جسم كلى است و « ذال » متغذّى است و « راء » حسّاس متحرك است و « زاى » ناطق است و « واو » عبارت از حقيقت مرتبهء انسانى ، و حقايق عالم ملك و شهادت كه به عالم كون و فساد ناميده مىشود منحصر و محدود در اين حروف است ، گويد : اينها ( حروف ) اتصال به غير خودشان ندارند ، چون حقايق اجناس عالىاند ولى اشخاص در پايان - از جهت عين آنها و از آنچه پذيرفتهاند - بدانها اتصال مىيابند ، چون علم به عالم ملك و شهادت - نسبت به عالم - متقدم بر علم به ملكوت و الواح ارواح مىباشد .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٣٠٢