تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
838 / 3 بدان كه اسم اعظم در مرتبهء افعال اسم « القادر و القدير » است ، چون اسم « الخالق و البارئ و المصور و القابض و الباسط » و امثال اينها به مانند سدنه و پرده‌دار اسم « القادر » اند ، و همين‌طور سه اسم باقى « 1 » ، پس اسم « الرؤف » و العطوف و الودود » و امثال اينها تابع اسم‌هاى « المريد و الحسيب و الرقيب و الشهيد » اند و امثال اينها تابع اسم « العليم » اند ، و در اسم « حى » اين احكام جمع مىآيد ؛ و بلكه - به واسطهء جمعيتش - از آن متفرع و منشعب مىشوند ، براى اين كه « حى » عبارت از درّاك فعّال است - براى اين‌كه در همه شرط ( حى ) مىباشد - . 839 / 3 و شيخ ما قدس سره ( در كتاب شرح حديث ) بيان داشته كه « الحى القيوم » در تحقيق اسمى است كه مركّب از دو اسم است ، و آن از بعض اجزاى اسم اعظم است كه داراى اثر عمومى است ، و همين‌طور « الف و دال و ذال و راء و زاى و واو » از اجزاى اسم اعظم‌اند . 840 / 3 و من مىگويم : بايد دانسته شود كه اين حروف - با « الحى القيوم » - و بقيهء اجزاى اسم مانند آينه‌اى ثابت‌اند براى معنى قدرت ؛ و مانند اسم‌اند كه دلالت بر چيزى - به گونهء مطابقه - داشته باشد ، از اين روى در هر چيزى كه بدان توجه كند اثر مىگذارد ، از اين جهت درباره‌اش گفته شده كه آن از غير خودش از اسماء اثرگذار اعظم و بزرگتر است ، چون آن در تمام انواع و اشخاص داراى اثرى عام و فراگير است ، نه مانند اسماء اثرگذار ديگرى كه اختصاص به هر نوعى دارد ، پس بدان كه اسم اعظم نسبت به هر موجودى عبارت است از صورت اسمى كه از معنى حيثيّتى كه از جهت آن حيثيت اين موجود استناد به حق تعالى پيدا مىكند - خواه انسان باشد و يا جن و يا فرشته و يا غير اينها - بازگو مىكند ؛ تا معنى بيان رسول خدا صلى الله عليه و آله را - هنگامى كه شنيد عده‌اى خداى را ياد مىكنند و از او حاجت مىطلبند - بدانى كه فرمود : اينان خداى را به اسم اعظمى خواندند كه اگر بدان اسم خوانده شود اجابت مىكند - با اين كه اسماء با هم اختلاف دارند - و كار اين چنين نيست كه در ذهن مردمان جاىگير شده كه اسم اعظم يكى بيش نيست ، پس امكان جمع بين اين مفهومات مختلف چگونه است ؟
هامش
( 1 ) - يعنى از اصول اسماء الوهى - از چهار اسم بالا - كه عبارت از : عالم و مريد وحى است .