و :
قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ
، يعنى : به فرزندان اسرائيل اعلام كرديم ( 4 - اسراء ) و :
عَلَّمَ الْقُرْآنَ
، يعنى : قرآن را تعليم داد ( 2 - رحمن ) از حصر و احاطه بيرون مىرود ، و آگاهى دهندهء كلى بر عدم حصر و احاطه بيان رسول الله صلى الله عليه و آله است كه فرمود : او استأثرت به فى علم الغيب عندك ، يعنى : يا ( آن اسمائى كه ) آنها را در علم غيب خودت - نزد خويش - برگزيدهاى .
825 / 3 و اما اسماء توفيقى : همانگونه است كه حضرت شيخ - كه خداوند از وى خشنود باد - از تجلى و ستر و حجاب و غير اينها كه اهل تحقيق آنها را استعمال مىكنند بيان داشته است ، و حق هم به جانب آنها است ، چون الفاظ ؛ اسماء اسماءاند و اسماء در حقيقت عبارت از تعيّنات و تعيّن يافتههايىاند كه كلياتشان مراتب پنجگانه است و خواهيم گفت كه آنها مفاتيح اوّليناند ، و آنها همانگونه كه جزئياتشان قابل انحصار و محدوديت نيست ؛ گردش بر آنها هم انحصارپذير و محدود نيست ، چون هيچ مانعى در عبارت - مادام كه مانعى عقلى و يا شرعى و همانگونه كه آنها را برشمرديم باز نمىدارد - نمىباشد .
826 / 3 اگر گويى : فايدهء اختصاص دادن به نود و نه اسم ؛ و يا يكصد بدون يك چيست ؛ ( و بگويى : ) اينها به مفهوم عدد گفته شده است و احتمال كمى و زيادى را - همانگونه كه در تخصيص سه قروء ( سه طهر و پاكى زن در عدهء طلاق ) دانسته مىشود - ندارد ، و نيز ( گويى : ) فايدهء احصاء و برشمردن - همانگونه كه ابو هريره از رسول الله صلى الله عليه و آله روايت كرده - چه مىباشد ؟
827 / 3 گويم : اما اختصاص دادن آنها به نود و نه - اگر چه معين و مشخص شده باشد - منافى جواز زياد كردن نيست ، يعنى به سبب جواز اين سخن رسول خدا كه فرمود : احصائها ، يعنى : شمارش آنها ؛ صفتى براى آنها ( اسماء ) است و اختصاص دادن آنها به عدد و يا به تعيين و تشخيص به اعتبار اين صفت نه منافى زياد بودن اسماء در وجود است و نه منافى حديثى كه ( ص ) فرمود : آنها را در علم غيب خودت - نزد خويش - برگزيدهاى .
828 / 3 اما اختصاص دادن آنها به اين صفت به واسطهء وحى مىباشد ؛ مانند اختصاص دادن آنها به اين عدد - نه به واسطهء عقل - و يا براى برتر بودن اين اسماء - نه مطلقا - مىباشد ، بلكه نسبت به اسمائى است كه همگان آنها را مىدانند ، پس منافى بيرون بودن اسم اعظم از