756 / 3 و اما بازار بهشت « 1 » ؛ مشتمل بر صورتهاى زيباى انسانى است كه اهل بهشت به هر كدام از آنها كه بخواهند در مىآيند ؛ از بعضى ( بازار بهشت ) جدول و راههاى باريك عالم مثال مطلق است كه خود كانون مظاهر و منبع آنها است ، و آن محل جريان مدد و فيضى است كه از عالم مثال به مظاهر ارواح اهل بهشت مىرسد و ( آن محل جريان مدد ) محل پيدايش خوردن و آشاميدن و پوشيدن اهل بهشت ؛ و نيز آنچه كه بدان در زمينهء مراتب اعمال و اعتقادات و اخلاق و صفات و درجات اعتدالاتشان تنعّم و بهرهمندى پيدا مىكنند مىباشد .
757 / 3 و اما خلعتها و تحفههايى كه فرشتگان از جانب حق تعالى براى عموم اهل بهشت مىآورند - حال حمل كردنشان مر آنان را به كثيب ( بلندى ) رؤيت براى زيادى ( اعطاى ) حق و مجالست با او - عبارت از مظاهر احكام اسماء و صفاتى است كه زائران در واقع بدان تكيه دارند و آنها داراى درجهء ربوبيت بر آناناند - اگرچه اين را نمىدانند - و هنگامى كه سلطنت اسماء و صفاتى كه مقابل احكام اين اسماء - كه اقتضاى اجتماع دارند - قرار دارند ظاهر گردد ؛ احكام اينها پايان پذيرفته و احكام حاكم به امتياز ظهور پيدا مىكند ، در نتيجه بعد و دورى و حجاب پديد مىآيد ، در اين هنگام خداوند متعال - در پايان مجلس زيارت - به فرشتگان امر مىكند كه اينان را به كاخهايشان باز گردانيد .
758 / 3 و اما تفاوت مراتب آنان در حال مجالست با حق ؛ به حسب تفاوت مراتبشان در ذات حق ؛ و به حسب درستى عقايدشان دربارهء خداوند و مشاهدات درستشان و از خود گذشتگىشان در ( دنيا ) در قبال حق تعالى به غير او مىباشد ، و بر اين منوال زمان مجالست دراز و كوتاه است و شرف « 2 » و برترى در آنچه كه بدان مخاطبه مىكنند تفاوت دارد .
759 / 3 و اما حال كاملان - كه خداوند ما را از ايشان بهرهمندى عنايت كند - برعكس آنچه كه گفته شد مىباشد ، زيرا آنان از مراتب اسماء و صفات و تجلياتى كه بدانها اختصاص داشتند گذشته و به پهنهء تجلى ذاتى رسيدهاند « 3 » ، حال آنان همان است كه
هامش
( 1 ) - در خبر آمده كه در بهشت بازارى است كه جز صورتهايى از مردان و زنان خريد و فروش نمىشود ، و چون كسى صورتى را خريد بدان درمىآيد .
( 2 ) - يعنى درخواستشان از حق تعالى حضورش در نزد آنان به حسب استعداداتشان است .
( 3 ) - يعنى كاملان كه به مقام اطلاق رسيدهاند مقيد به اسماء و صفات و خصوصيات آنها نيستند .