كه به نام عقل اول و روح كلى ناميده شده است ، و برخ ديگر را لوح محفوظ و بعضى را عرش اسرافيلى و بعضى را ميكائيلى - يعنى از مقام كرسى و روحانيت آن - و بعضى را جبرئيلى - يعنى از مقام سدرة المنتهى - خواهى ديد و همين طور تا آخرين اجناس اين اصول روحانى كه اختصاص به اسماعيل صاحب آسمان دنيا دارد و حكماء مشاء تعبير از آن به عقل فعال كردهاند .
754 / 3 اما مرتبيت از چند جهت است :
755 / 3 يكى از جهت معادن اصلى آنكه عبارت از مبدأ تعيّنات است و هم اكنون بدان اشاره شد « 1 » ، و ديگرى از جهت مظاهر مثالى آن است ، زيرا ارواح با اختلاف مراتبشان - نزد همهء محققان - خالى از مظاهرى كه بدانها ظاهر گردند نيستند ، و نخستين مظاهر ارواح مردمان - غير از كاملان « 2 » - عالم مثال مطلق و صورتهاى بهشتى است « 3 » ، و اگر چه مواد ايجاد آنها لطايف ( و خلاصهء ) قواى اين نشأه طبيعى و جواهر پاك آن است كه صفات ارواح را پوشيده است ، پس آن ( صورتهاى بهشتى ) نيز به حسب روحانيت و قوا و خواص مظاهر مثالى خود ظاهر مىشوند ، و منازل اهل بهشت مظاهر مراتب ارواح - از حيث منزلتشان « 4 » نزد حق - و از حيث مظاهر مثالى اوّلينشان است و بيان رسول خدا صلى الله عليه و آله اشاره به اين مطلب دارد كه فرمود : يا على ! انّ قصرك فى الجنة فى مقابلة قصرى ، يعنى : اى على ! كاخ تو در بهشت مقابل كاخ من قرار دارد « 5 » ، و دربارهء عباس هم نزديك به اين مضمون فرمود .
هامش
( 1 ) - در بالا بدان اشاره كرد كه : مبدأ مقام آنها در تعيّن لوح محفوظ است .
( 2 ) - براى اين كه مظاهر ارواح كاملان فوق عالم مثال است .
( 3 ) - مقصود از صورتهاى بهشتى ملكاتى است كه از افعال نيك در قوس صعود حاصل مىشود ؛ و اين ملكات ناشى از قواى طبيعى است - نه مطلقا - بلكه وقتى كه قوا صفات روح را مىپوشد و محكوم به طبيعت آن مىگردد - البته اگر طبيعت به حكم روح نباشد . زيرا قوا به حكم روح است و تا پاك نشده در مرتبهء بهيميت و حيوانيت است و از آن افعالى غير حيوانى صدور نمىيابد و افعال حيوانى هم از اقتضاى شهوت و غضب و عدم مناسبتش با صورتهاى بهشتى روشن است ، از اين روى شارح اصل ايجاد آنها را لطايف قواى اين نشأه گرفته و بيان لطايف اشاره به اين مطلب دارد ، براى اين كه امور بهشت توابع ارواح و قواى آن و خواص مظاهر مثالى آن است ، و هر چه كه روح و قوا و خواص مظاهرش قوىتر و شديدتر باشند ؛ ظهور صورتها به حسب آن شديدتر و قوىتر است ، و حدّ تبعيّت اين كه صورتهاى بهشتى از ملكات پنهانىاند و ملكات از توابع ذات ؛ چونكه ذات - بطور تحقيق - علت و پديد آورندهء آن ملكات است .
( 4 ) - از حيث منزلت و از حيث مظاهر مثالى آن ارواح .
( 5 ) - اين استشهاد دلالت بر مناسبت بين آن دو دارد .