768 / 3 دوم مناسبت از جهت ضعف اثرپذيرى ماهيت آينهگيش در تعيّن تجلى .
769 / 3 سوم مناسبتى كه به حسب بهرهورى حقيقت بنده از جهت قابليّتش نسبت به صورت جمعيت الهى حاصل است .
770 / 3 چهارم مناسبت از جهت معادن اصليش كه عبارت از مبدأ تعيّنات ارواح است .
771 / 3 پنجم مناسبت از جهت مظاهر ارواح مثالى مطلق .
772 / 3 اما حالى ؛ در آن حالات تازه و متجدد نهفته است ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
، يعنى : هر روز او در كار و شأنى است ( 29 - رحمان ) يعنى هر لحظهاى در خلق جديدى است ، چنان كه فرموده :
أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
، يعنى : آيا ما از خلق اول ناتوان بوديم ؟ بلكه آنان از خلق جديد به شبههاند ( 15 - ق ) و از مناسبات حالى مناسبات از جهت مظاهر مثالى به سبب اعمال و اخلاق و صفات آنان است كه به مرور زمان تحول پيدا كرده است .
773 / 3 و اما وقتى ؛ وقت را مدخليتى در تعيّن آن نيست ؛ هم چنان كه در دو طالع ( علوق و تولد - مرگ و ولادت ) گذشت ، و اگر چه اعتقاد بر اين باشد كه تعلق اثر به سبب وقت و حال به گونهء جارى بودن عادت و تأثير حقيقتا از حق متعال است ، و پيغمبر صلى الله عليه و آله به غلبهء وقتى - به حسب مناسبت مخصوص - اشاره كرده و فرموده : ان لله فى ايّام دهركم نفحات الافتعرّضوالها . ، يعنى : خداى را در تمام عمرتان نفحه و بوهاى خوش چندى است ؛ آگاه باشيد خود را در معرض وزش آن نسيمها قرار دهيد .
774 / 3 حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات گويد : تعرّض دو قسم است : بدون عمل و آميختهء با عمل ، بدون از عمل هم خود به دو نوع است : تعرض به واسطهء استعداد ذاتى غير مجعول - و آن بالاترين تعرض است - و پس از آن تعرّض به واسطهء صفاى روحانى و وسعت فلك معقول آن است ، و به حسب قوهء روح و شرف و برترى جوهر آن و بلندى مرتبه و حالى كه هنگام تعرض غالب بر آن است تفاوت پيدا مىكند . و فرق بين آن دو اين كه دومى از بهره و نصيب وجودى خودش كه از حق تعالى به واسطهء استعداد كلى اوّلش استعدادى جزئى و متجدّد را پذيرفته كه حكم جعل بر آن صدق مىكند به دست مىآيد ، و آن ثمره و نتيجهء وجود