دارد : طالع علوق ( مرگ ) اقتضاى امور باطنى مخصوصى را دارد و طالع ولادت اقتضاى امور ظاهرى مخصوصى را در انسان و غير انسان دارد .
742 / 3 سپس گوييم : و در اين مرتبهاى كه گفته شد آن مرتبه اقتضاى تعيّن وجودش را دارد ، مبدأ ظهور آن موجود مشاهده مىشود ، يعنى آغاز آن از جهت جمع و تركيب بين اسمائى كه متعيّن در آنند ( يعنى در آن مرتبه ) ، براى اين كه تعيّن ظهور مستند بدان است و آن ( تعين ظهور ) استنادش به مرتبه است و در پايان كار تحليل و گردش سيرش بدان منتهى مىشود - چنانكه به زودى با خواست الهى روشن خواهد شد - و در اينجا چارهاى جز اشاره به تحقيق مراتب و سپس بيان مناسبت و انواع آن و پس از آن بيان چگونگى درآمدن اين انواع در چهار مرتبهء مذكور نمىباشد :
743 / 3 اما مراتب را حضرت شيخ قدس سره در كتاب نصوص بيان داشته كه عبارت از تعيّنات كلىاند كه علم ذاتى « 1 » ازلى « 2 » اشتمال بر آنها دارد ، و آنها مانند محلهايى هستند كه از مطلق فيض ذات - به اعتبار مغاير نبودن فيض با فيضبخش - بر آنها مىگذرد ، و آنها در حقيقت تأثير - نه مطلقا « 3 » - مدخليت دارند ، يعنى از آن جهت كه گفتيم مانند محلهايند « 4 » ، و هر مرتبهاى براى دستهاى از احكام وجوب و امكان كه منشعب از اسماء ذاتى و اصول اسماء الوهى و اسمائى كه پس از « 5 » اسماء الوهىاند محلى معنوى هستند ، و مراتب در پهنهء علم و تعقل داراى اعيان ثابتهاى هستند كه مستقلا داراى اثرى نيستند و اثرشان به واسطهء وجود است ، و شأن وجود هم با مراتب اينگونه است ، و مراتب هم مانند نهايات نسبى است براى سير فيض ذاتى و تجلى وجودى در درجاتى كه بين ازل و ابد - تا پايان و قرارگاه - متعيّن است .
هامش
( 1 ) - لازم واحد ذاتى كه همان علم است مشتمل بر آنها است .
( 2 ) - براى اين كه به واسطهء علم مرتبه تعقل شده و تحقق مىيابد ، و علم نيز از مرتبه است - همچنان كه گذشت - زيرا علم از اسماء است و اسماء بدان تحقق مىيابند .
( 3 ) - يعنى نه در حقيقت منطبع ، بلكه در مثال و ظهورش ، پس آنها تأثير در كيفيت منطبع - از درازى و گردى و غير اينها - دارند نه در حقيقت منطبع ، و تفصيل اين چيزى است كه در عنوان نصّ هشتم بدان اشاره كرده و گفته : نصّى شريف و كلّى است كه حاوى اسرار بزرگى است ، بدان مراجعه كن .
( 4 ) - يعنى از جهت ظهور ، و به عبارت ديگر :
مدخليت مراتب به اعتبار وصفى از اوصاف است كه همان ظهور است ؛ نه به اعتبار اصل داراى تأثير ، اين را نيك انديشه كن .
( 5 ) - مانند خالق و بارئ و مصور و امثال اينها .