تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
جارى است ، خواه مرتبهء حسّى اختصاص به عالم علوى داشته باشد و يا به عالم عناصرى كه مراتب اجتماعات آن نزد علماى طبيعت سه - يعنى معدن و نبات و حيوان - و نزد ما پنج است ؛ و آنها ( يعنى اجتماعات عالم عناصر ) آخرين مراتب اجتماعات كلى هستند كه خداوند آنها را آشكار كرده كه نظايرى براى اسماء ذاتى اوّلىها كه مفاتيح غيب‌اند باشند و مفاتيح غيب سبب هر تعيّن علمى و يا وجودى هستند ، و آنها ( يعنى مراتب اجتماعات عالم عناصر ) سه هستند و پس از آن مرتبهء انسان‌هاى حيوانى است ؛ يعنى كسانى كه از حقيقت انسانى بهره‌اى جز صورت ظاهرى ندارند ؛ سپس مرتبهء كاملان است كه عموما به احكام حقيقت انسان ظاهراند و جامع بين احكام وجوب و امكان جمعيت تامّ احاطىاند ، و آنها مظاهر ذاتى هستند كه ذات مصاحب آن اسماء است . 735 / 3 و اين « 1 » بدان جهت است كه از جانب حق تعالى « 2 » هيچ امر و فرمانى به عالم - جز از جهت حضرت جمع و وجود - نمىرسد و هيچ امر و فرمانى از جانب او در هيچ موجودى جز به واسطهء سرّ احديت جارى نيست ، زيرا هيچ چيزى در چيزى كه منافى و مخالف آن است - يعنى از آن جهت كه ضدّ آن است - اثر نمىگذارد ، پس هيچ چيزى قابليت قبول اثر الهى را جز به يك صفت كه بدان استعدادش براى قبول امر حق تعالى تمامى مىيابد و بدان برايش مناسبتى بين او و بين امر و حضرت برقرار مىشود ندارد . 736 / 3 و چون عالم به صورت كثرت ظاهر است ؛ خداوند سبحان غالب بر هر شئىاى از عالم را در هر لحظه‌اى حكم يكى از اشيائى قرار داده كه از آن كثرتش تركيب يافته است ، و غير اين از اجزايش اگر مركب است ؛ و يا قواى معنويش - اگر بسيط است - تابع اين يك غالبى كه محل نفوذ اقتدار او و مظهر حكم جمع احدى او است مىباشد ، و در ظاهر انسان غلبه يكى از كيفياتش - مانند گرمى و سردى و صفرا و سودا - و در باطنش يگانگى ارادهء قلب و متعلق آن در هر لحظه‌اى از هر صاحب اراده‌اى بدان ( يك غالب ) گواهى مىدهد ، زيرا قلب در يك لحظه جز يك امر را فرا نمىگيرد ، و اگر چه در قوهء او هست كه هر چيزى را فرا گيرد - ولى نه
هامش
( 1 ) - يعنى لزوم غلبهء يكى از حقايق و عدم حصول تكوين از اعتدال خالص . ( 2 ) - اين همان جواب مأخوذ از نفحات است ، گفته شده : اين اشكال سئوال را بر طرف نمىكند .