غيب الهى امتياز دارد - با اختلاف انواع ظهور و امتياز - آن اسمى است و فايدهاش - از نظر تابع بودن نسبت به آنچه كه پيش از آن بوده به واسطهء مرتبه و يا وجود چه جمع و چه تك - دلالت و تعريف است ، يعنى دلالتش بر اصل خودش است ، و از اين روى است كه اسم عين مسمّا است و تعريفش به حقيقتش مىباشد و حقيقتش همان چيزى است كه از او امتياز مىيابد ، به اين اعتبار غير او مىباشد ، پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
732 / 3 سپس گوييم : برترين نسبت به اين مراتب الهى و نسبتهاى ربانى به هر موجودى كه مراتب را در او ظاهر كرده حكمى است كه به حسب آن ( مراتب ) و به سبب آن نسبتى كه داراى حكم غالبتر بودن است حاصل مىگردد و ( آن موجود ) پروردگارش را جز از آن جهت نمىشناسد ، و اين بدان جهت است كه خود مرتبه اقتضاى وجود متعيّن او را از حقايق مختلف دارد ، پس آن ( مرتبه ) است كه از وى حكم غالبتر بودن براى يكى از حقايق - به قهر و غلبهء آن - حكم باقى آن ( مراتب ) در اين موجود حصول پيدا مىكند ، و در هر موجودى ناگزير از غلبهء يكى از اجزاى حقايق است - اگر مركب است - و يا يكى از قواى معنوى آن - اگر بسيط است - و بقيه تابعاند ؛ يا اثر مستهلك است و يا مغلوب اثر است .
733 / 3 اگر گويى : چه برهانى قائم بر لزوم غلبهء يكى از حقايق است و براى چه اجتماع ؛ به گونهء اعتدال خالص ؛ كه در آن قوا برابر باشند حصول پيدا نمىكند ؟ و سبب در غلبهء يكى از حقايق معين بر باقى آنها - پس از ثبوت اين مطلب كه شأن همگى آن است كه اثرگذار باشند - چيست ؟
734 / 3 گويم : جواب قسمت اول آن است كه حضرت شيخ قدس سره در نفحات گفته :
خداوند سبحان « 1 » وقتى كه اجتماع دستهاى از حقايق را كه داراى قواى مختلفاند در مرتبهاى از مراتب مقدّر فرمود ، ناگزير در صورت متحصل و پيدا شدهء از آنها بايد غلبهء در آن ( صورت ) از جهت حكم و يا وصف و يا قوه با يكى از آنها باشد ، همچنان كه در صورت مزاجهاى طبيعى كار اينگونه است و تكوين با اعتدال خالص حاصل نمىشود و اين حكم در تمام انواع اجتماعاتى كه در مرتبهء روحانى و حسّى ؛ و نيز مثالى كه متوسط بين آن دو است واقع مىباشد
هامش
( 1 ) - اين مقدمهء جواب است و اصل جواب در پاراگراف بعدى است كه مىگويد : از جانب حق تعالى هيچ امرى . . .