يك جا - بلكه به صورت تدريج ، و اگر غلبهء وصف احدى - به سبب جمعيت تامّى كه جز براى انسان حصول نمىيابد - بر قلب انسانى ؛ و تحقق آن ( قلب انسان ) به حكم او ( حق متعال ) نبود ؛ امكان نداشت كه حق تعالى را فرا گيرد و محال بود كه محل تجلى او باشد .
737 / 3 و جواب قسمت دوم چيزى است كه همين جا در مفتاح الغيب آمده و آن اين كه غلبهء يكى از حقايق به واسطهء مناسبت است و از آن مناسبات چهار وجه را در اينجا بيان داشته :
738 / 3 نخست مناسبت عينى است « 1 » و آن بين دو عين از احكام ظهور است كه از جهت شروط و معدّات ( جهات آماده سازى ) ويژگى داشته و متوسط بين آن ( عين ) و بين حق سبحان مىباشد ، و بيان رسول خدا صلى الله عليه و آله ناظر به اين است كه فرمود : پسر سرّ پدرش است .
739 / 3 دوم مناسبت غيبى است و آن مانند مناسبت روحانى و يا مرتبتى « 2 » ؛ و يا آنچه كه از احكام وجه خاص است مىباشد ، آن وجهى كه هر موجودى داشته و واسطه بين او و حق تعالى است ، و از آن جمله مناسبت در خاصيات است « 3 » .
740 / 3 سوم مناسبت حالى از احكام حقايق است كه تابع اين موجود است ، مثلا كسى را كه خداوند تعالى تسلّطش را مقدّر كرده است ناگزير بايد وجودش به واسطهء غلبهء صفت قدرت و قهر تعين يابد ، و آنچه را كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير - در ترجيح اوّل بودن امر باعث - بيان داشته ، تمايل بدان دارد ، و محل اجتماع اين سه وجه شأن الهى مىباشد ، البته در آنچه كه به حسب شأن و آن الهيّين به حصر گفته مىشود « 4 » .
741 / 3 چهارم مناسبت وقتى است ، از جمله بيانى است كه حضرت شيخ قدس سره
هامش
( 1 ) - يعنى به واسطه تحقق مناسبت بين اين موجود عينى خارجى با احديت شأنى ، براى اين كه به واسطه مناسبت ؛ اشياء تحقق پيدا كرده و موجود مىشوند ؛ و مناسبت را مدخليتى تمام در اصل تحقق و وجود است و در جاى خودش مبرهن شده كه مباين - از آن جهت كه مباين است - از مباين صادر نمىشود .
( 2 ) - مقصود از مرتبيت كه خود از مراتب ؛ مرتبهء خاص را دارد غير روحانيت است ، چنانكه از تفسير مرتبه ظاهر مىشود .
( 3 ) - براى اين كه مناسبت در خاصيت از مناسبت در مقتضى خاصيت پرده برمىدارد و مقتضى خاصيت همان حالت پنهان در شئى خارجى است .
( 4 ) - يعنى در كلام به گونهء حصر با ذكر ادوات حصر گفته مىشود .