در پى دارد « 1 » ، البته اگر امكان احاطهء علم به آنچه كه اقتضاى هر فرد ؛ از اعتبارات و اعيان ثابته - چه جمع و چه تك - از احكام و آثار و صفات و لوازمى كه تا بىنهايت بدان تلبّس و پوشيدگى پيدا مىكند دارد ، چگونه ( امكان احاطهء علم ) هست ؟ در حالى كه از اين امر محالى لازم مىآيد ، زيرا از امورى كه بر آنها حكم به جمعيت شده همان وجود مطلق است كه به تنهايى تعيّنى ندارد ، يعنى تعيّنى كه امكان معرفت و يا شهود آن ؛ و يا ادراك احكام و صفاتى كه عين آن - به تنهايى و حال جفت شدنش به چيزى دفعتا و يا به تدريج - بر آن اشتمال دارد هست ، و همينطور هر يك از افراد هر جمعيتى از اين ؛ صورت تعلق علم به معلومات معدوم و موجود - بهگونه كلى و تفصيلى و مشخص - مىباشد ، و فرق در تمام اينها بين علم حق تعالى و غير او است ، اين را نيك بينديش ، اين آن چيزى بود كه حضرت شيخ قدس سره بيان داشته بود .
مقام دوم
729 / 3 هر ظهورى از مراتب ظهورات روحانى و يا مثالى و يا جسمانى ؛ و نيز هر حكمى را اثرى است كه ظهورى از ظهورات آن مراتب را در پى دارد ، يعنى هر تعيّنى از تعيّنات حق - خواه متبوع و خواه تابع - را استنادى به مرتبهء الهى است كه در آن ارتباط آن ( تعيّن ) به حق متعال حاصل مىآيد ، بلكه اين اثر آن ( مرتبه ) است ، و به واسطهء نسبتش به حق جواد مطلق و سبب دلالتش بر او و از آن جهت كه نشانهء او است اسمى از اسماء الهى ناميده مىشود ، و اگرچه به اعتبار قابل بهرهور طالب خلق ناميده شده است .
730 / 3 از اين روى حضرت شيخ قدس سره در تفسير گفته : مجموع عالم مظهر وجود بحت و خالص ( الهى ) است و هر موجودى معين نيز مظهر او است ؛ ولى از جهت اسمى خاص و در مرتبهاى مخصوص .
731 / 3 و باز در تفسير گفته : هرچه كه در وجود ظاهر است و از ( مرتبهء وجود )
هامش
( 1 ) - يعنى عدم علم به اين جمعيت و به آنچه كه آن را در پى دارد ، به گونهاى كه امكان علم و احاطهء آن به آنچه كه اقتضا دارد . . . تا آخر ، در حالى كه امكان ندارد .