است و كثرت تركيبى در ذات او ظاهر گرديده ، براى اين كه از مركب و بسايط - مانند تركيب اول « 1 » - و يا از مركبات و بسايط - مانند تركيب دوم « 2 » و آنچه پس از آن است - پديد آمده ، و منتهاى اين بخش را كه آخرين بخش است اگر متنازل اعتبار كنيم ؛ تركيب فزونى و تضاعف مىيابد و كثرت انسان نيز متوقف بر اجتماع تمام حقايق اسمائى و سببها و توجهات تمام نسبتهاى الهى و كونى وجودى - از تمام مراتب كه كلياتش محدود در مراتب پنجگانه است - مىباشد .
714 / 3 از اين جهت بود كه انسانه نمونهء همه ( مراتب ) گشت و شايستگى جامع خلافت حق تعالى را يافت ، در اين حال چه شايستگىاى برتر از اين كه مانند مولا و سرور خودش باشد ؟ او است كه بالا برنده و پائين آورنده است . و اما اگر از جهت بالا رفتنش به سبب تحليل تركيب و تقليل وسايط اعتبار شود ، پايان كار قلم اعلا و مهيّمون از هر جهتى ، و كاملان و افراد - از برخى جهات - است .
715 / 3 و مناسب اين مقام بيان مراتب پنجگانه را كه مراتب كلّى تعيّنات و چگونگى شمول و فراگيرى آنها است لازم مىآورد .
716 / 3 اما مراتب را حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات بيان داشته و گفته :
خداوند سبحان مرا در مشهدى عالى و شريف و نورانى بر حقيقت علم و مراتب تفصيلى و احكام پنهان و آشكار و دينى بلند مرتبه و لدنّى عالى آن آگاهى بخشيد كه مراتب اصلى آن محدود در مراتب پنجگانه كلى الهى است ؛ و اين همان غيبى است كه مشتمل بر اسماء و صفات و اعيان ممكنات و معانى مجرد و تجليات است ، و در مقابل آن مرتبهء شهادت و حسّ و ظهور و آشكارى است ؛ و بين آن دو ؛ وسطى است كه جامع بين هر دو طرف بوده و اختصاص به انسان دارد ، و بين غيب و اين وسط مرتبهء ارواح عالى و روح اعظم و آنچه كه به فرمان عالى - از آن جهت كه قلم ناميده شده - نقش گرديده مىباشد ، و بين شهادت و وسط نيز مرتبهء عالم مثال مقيد و مقام صحف الهى و كتبى كه از كتاب ربانى متفرع و منشعب شده
هامش
( 1 ) - تركيب اول از عناصر چهارگانه مانند اخلاط و يا معادن است .
( 2 ) - براى اين كه عضو مركب از اخلاطى چند است كه آن از عناصر است ، و تركيب انسان را از اعضاء - كه در مرتبهء سوم است - قياس بر اين كن .